گنجور

شمارهٔ ۱۵۶

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

جوش می‌ام چو خم به خروش آشنا نکرد

صد شیشه‌ام چو توبه شکست و صدا نکرد

خونگرمی زمانه ز من دست برنداشت

از رنگ و بو چو برگ گلم تا جدا نکرد

خرسند از آشنایی ضعفم که هیچ‌گاه

گوش مرا به ناله من آشنا نکرد

مخمور اگر فتد به قدح، عیب او مکن

نرگس مگر به دیده تو چشم وا نکرد؟

چون غنچه سر به جیب و گریبان پر از مژه

نظّاره در لباس، کسی همچو ما نکرد

دستم پیاله‌گیرتر از شاخ نرگس است

درد خمار را به ازین کس دوا نکرد

بر گوش کس نخورد فغانم ز بی‌کسی

تا بر نخورد همنفسی، نی صدا نکرد

تنها، برابر همه خونابه می‌خورد

چون داغ لاله در دل پیمانه جا نکرد؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام