گنجور

 
قدسی مشهدی
 

جوش می‌ام چو خم به خروش آشنا نکرد

صد شیشه‌ام چو توبه شکست و صدا نکرد

خونگرمی زمانه ز من دست برنداشت

از رنگ و بو چو برگ گلم تا جدا نکرد

خرسند از آشنایی ضعفم که هیچ‌گاه

گوش مرا به ناله من آشنا نکرد

مخمور اگر فتد به قدح، عیب او مکن

نرگس مگر به دیده تو چشم وا نکرد؟

چون غنچه سر به جیب و گریبان پر از مژه

نظّاره در لباس، کسی همچو ما نکرد

دستم پیاله‌گیرتر از شاخ نرگس است

درد خمار را به ازین کس دوا نکرد

بر گوش کس نخورد فغانم ز بی‌کسی

تا بر نخورد همنفسی، نی صدا نکرد

تنها، برابر همه خونابه می‌خورد

چون داغ لاله در دل پیمانه جا نکرد؟

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.