به هیچ، ناخن ما را کی اعتبار کند؟
مگر به زلف تو دندان شانه کار کند
مرا چو شیشه خالی، کدام رنگ و چه بوی
بیار می که خزان مرا بهار کند
ز دست رفت دلم، تا به کی توان دیدن
که شانه دستدرازی به زلف یار کند
هزار غنچه پیکان به سینه هست و همان
دلم برای گل داغ، خارخار کند
اگر نتیجه چشم حسود جام تهیست
به روز ما، شب آدینه تا چه کار کند
هزار حیف که در شان چشم نرگس نیست
کرشمهای که تواند دلی شکار کند
ز حلقه حلقه زلفت به رخ، قیامت حسن
صد آفتاب ز یک مغرب آشکار کند
حدیث رشک همین بس که در کف فرهاد
به سنگ، تا دل پرویز، تیشه کار کند
اگر به باغ بری بلبل گرفتاری
نسیم بر قفسش برگ گل نثار کند
برای زلف کند شانه ز استخوان، ورنه
هزار تیغ که در کار یک شکار کند؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل به توصیف عشق و زیبایی میپردازد و احساسات شاعر را نسبت به معشوقش ابراز میکند. شاعر احساس میکند که هیچچیز به اندازه زلف معشوقش ارزشمند نیست و در جستجوی راهی برای فرار از خزان بهار را طلب میکند. او از شکست دل و غمانگیزی ناشی از عشق سخن میگوید و احساس میکند که چشمان حسود تنها نتیجهای تلخ به همراه دارد. شاعر همچنین به زیباییهای معشوق اشاره میکند و میگوید که زلف او میتواند خود را به جلوهای بینظیر در عالم تبدیل کند. در نهایت، اشاره میکند که عشق و زیبایی موانع بسیاری دارد و همواره در جستجوی امید و روشنی است.
هوش مصنوعی: هیچ چیزی نمیتواند باعث اعتبار ما شود؛ مگر اینکه زلف تو باعث شود که دندانهای شانهام کار کنند.
هوش مصنوعی: من مانند شیشهای خالی هستم، کدام رنگ و بویی را بیاوری که فصل خزان مرا بهاری کند؟
هوش مصنوعی: دلم به دست رفته و نمیدانم تا چه زمانی میتوانم ببینم که کسی با دست به موی محبوب نزدیک میشود.
هوش مصنوعی: دلم پر از حسرت و اشتیاق است، مانند هزار گل که در دلشان تیرهایی وجود دارد. من هنوز برای گلی که میخواهم، دچار خاری از ناراحتی و داغی در قلبم هستم.
هوش مصنوعی: اگر حسودان در نتیجه کار ما تنها تماشاگر باشند و چیزی نصیبشان نشود، در روزگار ما، به خصوص شب جمعه، چه فایدهای برایشان خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: چقدر افسوس که زیبایی و جذابیت چشمهای نرگس به اندازهای نیست که بتواند دلی را به راحتی به دام اندازد.
هوش مصنوعی: از پیچ و خمهای زلفت بر چهرهات، زیبایی و جاذبهای به وجود میآید که میتواند روشنایی صد آفتاب را از یک سو به نمایش بگذارد.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که حسادت و غیرت، زمانی به اوج خود میرسد که فرهاد، به خاطر عشقش به شیرین، در کوهنوردی و سختی به تیشهاش مشغول باشد و دل پرویز، همچنان به کار عشق و آرزوهایش ادامه دهد. در واقع، این وضعیت به خوبی نشاندهنده عواطف عمیق و رقابت میان افراد است.
هوش مصنوعی: اگر به باغ بروی، بلبل که در قفس است نمیتواند آزاد باشد و به او نسیم، گلها را هدیه میدهد.
هوش مصنوعی: برای خوب کردن زلف ها، شانه ای از استخوان درست کن، چرا که هزاران تیغ هم نمی توانند در یک شکار موفق عمل کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسیکه قصد سر زلف آن نگار کند
چو زلف او دل خود زار و بیقرار کند
کسیکه دارد امید کنار بوس ازو
بسا که خون دل از دیده برکنار کند
دلم ربود بدانزلف همچو چنگل باز
[...]
کسی که قصد سر زلف آن نگار کند
چو زلف او دل خود زار و بی قرار کند
کسی که دارد امید کنار و بوس ازو
بسا که خون دل از دیده در کنار کند
دلم ربود بدان زلف همچو چنگل باز
[...]
کسی که پشت بر آن روی چون نگار کند
باختیار هلاک خود اختیار کند
نه رای آنکه دلم دل زیار برگیرد
نه روی آنک تنم پشت بر دیار کند
ز روزگار هر آن محنتم که پیش آمد
[...]
چو صبح رایت خورشید آشکار کند
ز مهر قبلهٔ افلاک زرنگار کند
زمانه مشعلهٔ قدسیان برافروزد
سپهر کسوت روحانیان شعار کند
خجسته خسرو سیارگان به طالع سعد
[...]
چو میزبان بنهد خوان مکرمت آن به
که از ملاحظه میهمان کنار کند
نه آن که بر سر خوان لقمه لقمه او را
به زیر چشم ببیند به دل شمار کند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.