گنجور

شمارهٔ ۱۳

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

کو سرانجامی که شب روشن کنم کاشانه را

آورم شمع و بدست آرم دل پروانه را

بی لبت در پای گلبن بس که خالی مانده‌است

می‌کند بلبل خیال آشیان پیمانه را

کلبه ما بی‌سرانجامان چراغی گو مدار

ما نرنجانیم از خود خاطر پروانه را

گر ز چشمم بوی خون آید گناه دیده نیست

بر سر لخت جگر باشد بنا این خانه را

خامه تکلیف از بیگانه برنگرفته عشق

شانه محراب است در زلفت دل دیوانه را

درد دل قدسی مگو با مردمان چشم خویش

محرم این راز نتوان کرد هر بیگانه را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام