گنجور

 
قدسی مشهدی

من لبالب آروز، لیک آرزوی دل یکی‌ست

عالمی پر از شهید و غمزه قاتل یکی‌ست

خواه سوی کعبه رو خواهی ره بتخانه گیر

کوی عشق است این به هر جا می‌روی منزل یکی‌ست

نه ز هجران خسته دل گردیم نی از وصل خوش

موج دریاییم ما را لجه و ساحل یکی‌ست

وادی عشق است اینجا ساربان آهسته ران

هر قدم مجنونی افتاده‌ست اگر محمل یکی‌ست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فیاض لاهیجی

برفروزد جان و تن با آنکه داغ دل یکی‌ست

بینوایان را چراغ خانه و محفل یکی‌ست

لطف فرما ناوکی هر جا فرود آید خوشست

قدر تیر غمزه‌ات در دیده و در دل یکی‌ست

دشمنی‌های دو عالم با من از بیداد اوست

[...]

صامت بروجردی

در سر کوی وفا عشاق را منزل یکی‌ست

گر کم و بیشت تخم معرفت حاصل یکی‌ست

کن گذر در قتلگاه عشق او بنگر به خون

هر قدم بس کشته‌ها افتاده و قاتل یکی‌ست

ناله گوناگون گر از دل می‌رسد نبود عجب

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه