داغ دلم گلی ز گلستان آتش است
شور محبتم نمک خوان آتش است
هان ای فرشته بر سر خاک شهید عشق
ننهی قدم دلیر، که طوفان آتش است
منعم مکن ز ناله که این خون گرفته دل
در پهلویم نشسته چو پیکان آتش است
خون دلم جز آتش عشقت کسی نریخت
از خون نشان هنوز به دامان آتش است
جز شعله نیست در دم قدسی چه بر دهد
نخلی که سرکشیده ز بستان آتش است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این ابیات بیانگر درد و عشق عمیق شاعر است. شاعر از سوز و گداز دل خود سخن میگوید و عشق را به آتش تشبیه میکند که شعلههای آن همواره در وجودش جاری است. همچنین به تصویر کشیدن شهادت و دلیری در عشق نشاندهنده عواطف شدید و غمناک اوست. در نهایت، شاعر با بیان تصاویر زیبایی از آتش و شعلهها احساسات عمیق خود را به مخاطب منتقل میکند.
هوش مصنوعی: درد و رنجی که در دل دارم، مانند گلی است از باغی که در آتش میسوزد. عشق من نیز مانند نمکی است که آتش را بیشتر میکند.
هوش مصنوعی: ای فرشته، در کنار خاک شهید عشق قدم نگذار، زیرا این مکان مملو از آتش و خطر است.
هوش مصنوعی: از من مخواه که ناله کنم، زیرا درد و رنجی که در دلم دارم مانند پیکانی آتشین در جانم نشسته است.
هوش مصنوعی: خال خون دلم تنها به خاطر عشق توست و هیچ کس دیگری این درد و رنج را احساس نکرده است. همچنان که آثار آن درد در دل من باقیمانده و به زندگیام آتش میزند.
هوش مصنوعی: جز شعلهای در این فضای مقدس وجود ندارد. چه چیزی میتواند از درختی که از باغ پر از آتش سرکشی کرده، بیرون بیاید؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از لعل آتشین تو دل کان آتش است
زان لعل سوخته ست دل و جان آتش است
بشکن بتان آزر ازان رو خلیل وار
کان روی تو نه روی گلستان آتش است
سرگشته عاشق از تو، بگو، گوی چون برد
[...]
از اشگ گرم چشم ترم کان آتش است
وین موجهای خون گل طوفان آتش است
آهم شرر فشان شده یاران حذر کنید
کاین آه در تراوش باران آتش است
اشگی که میرسد ز درونم به چشم تر
[...]
تا روی دل فروز تو بستان آتش است
دل نغمه سنج گلستان آتش است
یارب چه آتشی تو که چندین هزار داغ
از شعله ی جمال تو در جان آتش است
گر مست حیرتیم ز روی تو دور نیست
[...]
اشکم ز سوز سینه چو عمان آتش است
دریای شعله مایه باران آتش است
هر دم به جانبی ز دلم شعله سر زند
یاران در این خرابه مگر کان آتش است
شب هر نفس که بی تو کشیدم چنان نمود
[...]
خوی بر رخت که رشک گلستان آتش است
هر قطره شبنم گل بستان آتش است
جز دود بال و پر به مشامش نمیرسد
پروانه مدّتی است که مهمان آتش است
تکرار درس شعله کند تا سحر چو شمع
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.