گنجور

شمارهٔ ۹۹

 
غبار همدانی
غبار همدانی » غزلیات
 

بت ابرو کمانی از کمینی

به تیرم می زند بی جرم و کینی

به کوی میفروشان خانه کردم

نمی دانستم که ای غم در کمینی

برد سیلاب اشکم خانه از بن

به دستم گر نیفتد آستینی

به خوبان در حقیقت معنی عشق

به صورت آفرین است آفرینی

دهم جان گرچه مقداری ندارد

نیاز ما به چشم نازنینی

دلم را نیست چندان صبر و آرام

که بنشینم زمانی بر زمینی

ز هفتاد و دو ملت دوری ای عشق

ندانم خود تو دارای چه دینی

چراغ خاطر خلوت سیه شد

بیار ای سینه آه آتشینی

دل اندر خرمن زلف تو بسته است

اگر تخمی نکارد خوشه چینی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.