گنجور

شمارهٔ ۹۴

 
غبار همدانی
غبار همدانی » غزلیات
 

بجانم کارگر شد زهر و ساقی راست تریاقی

به تلخی جان شیرین می سپارم رحمی ای ساقی

ز راه شوخی آلوده به شکّرخنده دشنامی

علاج درد ما کردی به زهر آلوده تریاقی

طبیبان را بسوزد دل چو بیماری سپارد جان

طبیبی عامداً ساع به قتلی بل و احراقی

شرار آه جانم سوختی تا بودمت عاشق

فلما صرت مشتاقا جری دمغی لاعراقی

زدرد اشتیاقم بر لب آمد جان و می ترسم

نماند فرصتم چندان که گویم شرح مشتاقی

ز دیوان ازل رزقم اگر پیمود میآمد

غلط باشد به حق آموختن آیین رزاقی

نیارد صفحه طاقت تا نویسم شرح هجران را

مگر از پاره های دل فراهم گردد اوراقی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور