گنجور

شمارهٔ ۲۰

 
غبار همدانی
غبار همدانی » غزلیات
 

دل دیوانه زان پیوسته خو با کودکان دارد

که کودک جیب و دامن پر ز سنگ امتحان دارد

دلم با حلقۀ زلفت گرفته آنچنان الفت

که چون مرغ شکسته بیضه رَم از آشیان دارد

مرا ای ناخدا بگذار در غرقاب حیرانی

ندارد عقل من باور که این دریا کران دارد

غرور حسن کِی فرصت دهد تا ماه من داند

که در کوی ملامت عاشقی بی خانمان دارد

بنازم نوبهار حسن آن شمشاد قامت را

که تا هست ایمنی از صدمت باد خزان دارد

چو یکجا رفت عاشق را ز کف سرمایۀ هستی

کجا خاطر پریشان از غم سود و زیان دارد

سرشک شمع بر دامان چرا پیوسته میریزد

همانا گریه از دلسوزی پروانگان دارد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور