ای شده صدر ملک در خور تو
گشته سلطان وقت غمخور تو
هم امینی و هم امین الملک
گوهری نیست همچو گوهر تو
رحمت ایزدست در ره تو
دولت باقیست رهبر تو
خنجر حاسدان همه کندست
پیش آن خنجر سخنور تو
تا به سر وقت باز برد چرخ
حنجر حاسدان به خنجر تو
تا صدف وار گشت و نی کردار
آن دل و خاطر منور تو
در و شکر خدای تعبیه کرد
در عبارات روح پرور تو
ای به حلم زمین و جاه فلک
نشود کس به پایه برتر تو
گرفلک خوانمت سزد که بود
هفت جزو تو هفت اختر تو
ور جهان گویمت رواست که هست
هفت عضو تو هفت کشور تو
تو جهانی و زود خواهد کرد
بخت تو یک جهان مسخر تو
در تو حلم و صفا و لطف و غضب
خاک و باد است و آب و آذر تو
کوته است از تو دست بدخواهت
ور مثل هست در برابر تو
قلم خشک تو چو تر گردد
خشک دان دست بدخواه تر تو
قد خصم تو چون کمان دارد
قلم تیر شکل لاغر تو
راست را کژ همی کند قلمت
ای شده تیر تو کمانگر تو
با حدیث من و تو آی که نیست
جان فروشی چو من ثناخر تو
دیرگاهست تا قوامی هست
بنده کردگار و چاکر تو
چند گه باشد آخر این درویش
بی نصیب از دل توانگر تو
تختم از بخت برفلک باشد
گر بود بر سر من افسر تو


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به مدح امیر امین الملک میپردازد و از خصوصیات برجسته او صحبت میکند. او را به عنوان صدر ملک معرفی میکند که تحت حمایت الهی قرار دارد و حاکم زمانهاش در غم اوست. شاعر از قدرت و تواناییهای او یاد میکند و او را مظهر شرف و خلوص میداند، به طوری که هیچکس نمیتواند به پایگاه او برسد. همچنین، امین الملک را به عنوان شخصی توانا در مقابله با حاسدان و بدخواهان توصیف میکند و او را برتر از همه میداند. در انتها، شاعر به ارادت خود نسبت به او اشاره میکند و ابراز میدارد که وجود امین الملک برای او نعمت بزرگی است.
هوش مصنوعی: تو به مقام والایی دست یافتهای و حالا همانند یک پادشاه، وقت خود را به فکر و آرامش خاطر تو اختصاص داده است.
هوش مصنوعی: تو هم در مقام دوستی و حفاظت هستی و هم در جایگاه ارزش و مقام، اما هیچ چیزی به اندازه خودت ارزشمند و خاص نیست.
هوش مصنوعی: رحمت خداوند در مسیر تو وجود دارد و خوشبختی همیشگی در پیروی از رهبری تو است.
هوش مصنوعی: حسادتهای دیگران در برابر قدرت کلام تو هیچ است و نمیتواند به تو آسیبی برساند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زمان، حسودان را با تیغ زبان خودشان مجازات کند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که دل و خاطر من به مانند صدفی شده که در آن نور و زیبایی وجود تو قرار دارد. در واقع احساسات و افکار من به طور عمیق تحت تأثیر وجود تو هستند.
هوش مصنوعی: شکر و نعمتهای خداوند را در کلامی که روح را تسکین میدهد، قرار دادهای.
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه تو در مقام و موقعیت برتر نیست، تو در بردباری همچون زمین و در مقام اجتماعی مانند آسمان هستی.
هوش مصنوعی: تو را آسمانی مینامم، چرا که تو شامل هفت جزء هستی و این اجزا همانند هفت ستاره تو را شاخص میکنند.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به جهانیان بگویی که تو شایستهای، باید بگویی که هر یک از اعضای بدنت به اندازه یک سرزمین ارزش دارد.
هوش مصنوعی: تو شخصیتی بزرگ و باارزشی هستی و به زودی شانس و اقبال، تمام جهان را به خواستههای تو در خواهد آورد.
هوش مصنوعی: در وجود تو ترکیبی از آرامش، خلوص، مهربانی و خشم وجود دارد؛ همانند عناصر طبیعی مانند خاک، باد، آب و آتش.
هوش مصنوعی: اگر کسی دشمنی با تو دارد، دستش به تو نمیرسد، مگر اینکه مانند تو قدرت و توانایی داشته باشد.
هوش مصنوعی: وقتی قلم تو از خشکی بیرون بیاید و رطوبت بگیرد، باید بدانید که دستهای بدخواه و دشمن تو نیز فعالتر میشوند.
هوش مصنوعی: قد تو مانند کمانی است که دشمنان را تحت تأثیر قرار میدهد و قامت لاغر و باریک تو همچون تیر میباشد.
هوش مصنوعی: قلم تو، حقیقت را به گونهای نادرست و منحرف بیان میکند، مانند کمانداری که تیرش را به سمت نادرستی پرتاب کرده است.
هوش مصنوعی: با داستان من و تو شروع کن، زیرا هیچکس مانند من به زیبایی تو را نمیستاید و جان خود را فدای محبت تو نمیکند.
هوش مصنوعی: مدتی است که خدمتگزاری و وفاداری به تو، برای من به یک رسم و عادت تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: چند بار این درویش بینصیب از عشق و دل توانگر تو خواهد گذشت؟
هوش مصنوعی: اگر بخت بر من بگردد، انگشترم بر رفعت آسمان خواهد بود، اگر تاج تو بر سر من باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای جمال معاشران چونست
آن دو حمال گام گستر تو
چند با اشک و رشک خواهد بود
عرش و فرش از لحاف و بستر تو
چند بی سرمه سای خواهد بود
[...]
ای ملوک جهان مسخر تو
آدمی زاد جمله لشگر تو
شاه غازی حسام دولت و دین
که فلک بر نتابد افسر تو
چشم ایام سوی درگه تست
[...]
چون به عهد جوانی از بر تو
بر در کس نرفتم از در تو
سر ما و آستانهٔ در تو
منتظر تا رویم در سر تو
چونکه عشق خدا بود در تو
از چنین غرقه بر کنی سر تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.