گنجور

 
قاسم انوار
 

ما در هوای عشق تو سرمست باده ایم

چون شمع روشنیم و بخدمت ستاده ایم

از ما مپیچ روی، که هنگام صبح و شام

بر خاک آستان تو رویی نهاده ایم

در رهروان عشق بخواری نظر مکن

ما خانه زاده ایم و ازین خانه زاده ایم

ای مدعی، بصحبت ما روبهی مکن

هم شیر عرصه ایم و هم از شیر زاده ایم

شانهای بوالعجب صفت ماست در جهان

گه مطلق زمانه و گه در قلاده ایم

ای خواجه لطیف، که هشیار و عاقلی

از ما ادب مجوی، که سرمست باده ایم

قاسم، بشوق یار دل و دین و سر بباز

چون خون بهای خویش هم اول ستاده ایم