بیا تا بی گل و صهبا نباشیم
که باشد گل بسی و ما نباشیم
در جواب او
اگر چون دکمه پابر جا نباشیم
قرین اطلس والا نباشیم
قبا را بند از والا ندوزیم
ببند منصب والا نباشیم
کتان دارد بگرما رونق از ما
چه کار آید کتان گرما نباشیم
زحیرت لنگر افزاید خود آن به
که بی لنگر درین دریا نباشیم
چنان خواهیم تنها را ملبس
که زیر رخت خود پیدا نباشیم
چر از خسروی خسرو نگردیم
زدارائی چرا دارا نباشیم
چو اطلس ساده دل باشیم قاری
ببند نقش چون کمخا نباشیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به Na اینکه زندگی بدون زیباییها و لذتها ارزش ندارد، اشاره میکند. شاعر میخواهد بگوید که وجود گل و شراب (صهبا) برای تجربه زندگی ضروری است و بدون آنها زندگی بیمعنا خواهد بود.
شاعر به موضوعات مختلفی چون مقام و زرق و برق، حال و هوا، و انتظار رسیدن به جایگاهی والا اشاره میکند و میگوید که اگر در جایگاههای بالا نباشیم یا مثل دیگران ویژگیهای شایسته و زیباییها را نداشته باشیم، زندگیمان ناقص خواهد بود. او همچنین میگوید که زندگی بدون هدف و لنگری معنادار نیز ممکن است به بیخودگی منجر شود. در نهایت، شاعر تأکید میکند که برای احساس ارزش و زیبایی در زندگی، باید به چیزهایی که شایان توجهاند، اهمیت بدهیم.
هوش مصنوعی: بیا تا زمانی که گل و شراب نیست، کنار هم باشیم، چرا که وقتی گلها بسیارند، ممکن است ما نباشیم.
هوش مصنوعی: اگر مانند دکمهی کوچک، در جایی ثابت و پایدار نباشیم، هرگز نمیتوانیم به مرتبهی بالایی برسیم.
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم لباس زینت را با دقت و زیبایی بر تن کنیم، مگر اینکه مقام و منزلت شایستهای داشته باشیم.
هوش مصنوعی: کتان در گرما رونق میگیرد، اما اگر ما در گرما نباشیم، چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: از حیرت به جای چاره، بهتر است که در این دریا از بیسرنخی و سردرگمی دوری کنیم.
هوش مصنوعی: ما به گونهای زندگی خواهیم کرد که در پس پرده و در پناه خود، هیچ نشانی از وجود ما دیده نشود.
هوش مصنوعی: چرا به خاطر ثروت و قدرت خود را از مقام پادشاهی به پایین بیاوریم؟ چرا نباید خود را ثروتمند و توانمند بدانیم؟
هوش مصنوعی: اگر مانند اطلس سادهدل باشیم و قاری روح خود را به بند خیالات نبندیم، در آن صورت از نقشهای زندگی کمتر دست و پاگیر خواهیم بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تو باشی هرچه بینی ما نباشیم
که ما هرگز دگر پیدا نباشیم
بیا تا بی گل و صهبا نباشیم
که گل باشد بسی و ما نباشیم
ز گل نازک تریم و چند گاهی
به جز زیر گل و خارا نباشیم
بیا، یارا و با ما باش امروز
[...]
بیا امروز تا تنها نباشیم
که پر فردا بود که ما نباشیم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.