دل سراپرده محبت اوست
دیده آئینهدار طلعت اوست
در جواب او
شمله کین عزتم ز دولت اوست
گردنم زیر بار منت اوست
جان هوادار وصل خرگاهست
دل سراپرده مودت اوست
این یکی کندلان زد آن خیمه
فکر هر کس به قدر همت اوست
شاهدی گر به سر کُند معجر
دیده آئینه دار طلعت اوست
عاشق عنبرینه جیبم
سینه گنجینه محبت اوست
خانهای سلق خراب مباد
کهآنچه دارم ز یمن دولت اوست
گرو صحبت آنکه روزی بست
آرزویش همیشه صحبت اوست
(قاری) آندم که رخت نو پوشد
همه عالم گواه عصمت اوست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به ابراز عشق و محبت به معشوق میپردازد و در آن عشق به عنوان یک حالت فراحقیقت و متعالی شناسانده میشود. شاعر دل و دیدهاش را آیینهدار محبت معشوق توصیف میکند و تأکید میکند که همه چیز در زندگیاش ناشی از وجود اوست. او با اشاره به خوشی در گفتگو و همراهی با محبوب، بر اهمیت وصل و مودت تأکید میکند و زندگیاش را نمایانی از محبت معشوق میداند. همچنین، اشارهای به ضرورت حفظ عشق و ارتباط با محبوب دارد و برکات و ثمرات محبت او را ستایش میکند.
هوش مصنوعی: دل به عنوان مکانی برای عشق و محبت به اوست و چشمها مانند آینهای هستند که جلوهگری و زیبایی او را نمایش میدهند.
هوش مصنوعی: لباس شیکی که به من داده، نشانه افتخار من از سلطنت اوست و من تحت فشار لطف و بزرگواری او هستم.
هوش مصنوعی: جان کسی که به وصل محبوبش علاقهمند است، شبیه به فضای دلانگیز و دلپذیری است که در سایهسار محبت او شکل میگیرد.
هوش مصنوعی: هرکس بر اساس توانایی و تلاش خود به نتایجی دست مییابد، همانطور که هر کسی درجۀ خود را در این میدان مشخص میکند.
هوش مصنوعی: یک شاهدی در کنار من نشسته که چهرهاش مانند آینهای درخشان است و سرش به موی پرپشت آغشته است.
هوش مصنوعی: عاشق عطر خوش و دلانگیز جیبم هستم و در سینهام گنجینهای از عشق او نهفته است.
هوش مصنوعی: خانهای که در آن زندگی میکنم نباید خراب شود، زیرا آنچه دارم، به خاطر لطف و ثروت اوست.
هوش مصنوعی: کسی که روزی با شخصی صحبت کرده و از او خواسته که آرزویش را برآورده کند، همیشه در دلش آرزوی صحبت کردن با او را دارد.
هوش مصنوعی: در آن لحظه که او لباس نو بر تن میکند، تمام جهان شاهد پاکی و بیگناهی اوست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جمع ایشان دلیل قدرت اوست
قدرتش نقشبند حکمت اوست
عدل شه پاسبان ملکت اوست
بذل او قهرمان دولت اوست
همه آفاق عکس طلعت اوست
دو جهان پر ز نور وحدت اوست
دل سراپردهٔ محبتِ اوست
دیده آیینهدارِ طلعت اوست
من که سر در نیاورم به دو کون
گردنم زیرِ بارِ منتِ اوست
تو و طوبی و ما و قامتِ یار
[...]
جان ما بندهٔ محبت اوست
زندگی در حضور حضرت اوست
نور خلوتسرای دیدهٔ ما
پرتوی از شعاع طلعت اوست
کشتهٔ تیغ عشق شد دل ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.