گنجور

 
نظام قاری

اگر چه عرض هنر پیش یاربی ادبیست

زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست

در جواب او

ز اطلس فلکم پرده در طنبیست

بطاقچه مه و خور جام و کاسه حلبیست

بپرده شاهد کمخاو جلوه کرمیخک

بهم برآمده دستارکین چه بوالعجبیست

بصوف ازان جهت انگوره لقب کردند

که گه گهی لکه بروی زباده عنبیست

درین که صندلی بقچه کش بپایه رسید

سبب مپرس که آنرا دلیل بی سببیست

بر آمدن بهمه رنگ شرب و والا را

زعین قجه نمائی و غایت جلبیست

وجب وجب همه شب چارشب بپیمایم

چه صرفها که مرا در نهالی عزیست

بکیش کلکنه و دین فوطه حمام

که بقچه کردن سجاده عین بی ادبیست

برختخانه قاری خرام و زینت بین

که متکای مهش گردبالش طنبیست

ز نظم البسه قاری به فارسی گویان

زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حافظ

اگر چه عرض هنر پیشِ یار بی‌ادبیست

زبان خموش، ولیکن دهان پُر از عربیست

پری نهفته رخ و دیو در کرشمهٔ حُسن

بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست

در این چمن گلِ بی خار کس نچید آری

[...]

قاسم انوار

طریق عشق سپردن طریق بوالعجبیست

نشان عشق نجستن نشان بی طلبیست

مگو که: عشق حرامست در طریقت شرع

که مست باده عشق اند اگر ولی و نبیست

شراب ما همه از خم لامکان آمد

[...]

ابن حسام خوسفی

دلم فریفتهٔ آن شمایل عربیست

که شکل و شیوه او را هزار بوالعجبیست

خیال لعل لبش در درون سینه من

چو باده در دل پر خون شیشهٔ حلبیست

بکشت فتنهٔ چشمش مرا و می‌بینم

[...]

نظیری نیشابوری

جزای حسن عمل در شریعت عربیست

به عرف عفو نکردن گناه بی ادبیست

سواد دل ز می سالخورده روشن کن

که عینک بصرش ز آبگینه حلبیست

قبول بی هنران ز التفات معشوق است

[...]

سلیم تهرانی

درین چمن هوس عیش، کیمیا طلبی ست

که خنده در دهن غنچه، موج تشنه لبی ست

شکنجه ای بتر از خارخار همت نیست

کرم به دست تهی چون جوانی و عزبی ست

ز فکر حشر عبث نیست گریه ی زاهد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه