گنجور

 
غالب دهلوی

ظهور بخشش حق را ذریعه بی سببی ست

وگر نه شرم گنه در شمار بی ادبی ست

ز گیر و دار چه غم چون به عالمی که منم

هنوز قصه حلاج حرف زیر لبی ست

رموز دین نشناسم درست و معذورم

نهاد من عجمی و طریق من عربی ست

نشاط جم طلب از آسمان نه شوکت جم

قدح مباش ز یاقوت باده گر عنبی ست

به التفات نیرزم در آرزو چه نزاع

نشاط خاطر مفلس ز کیمیا طلبی ست

بود به طالع ما آفتاب تحت الارض

فروغ صبح ازل در شراب نیم شبی ست

نه همپیالگی زاهدان بلای بود

خوش ست گر می بی غش خلاف شرع نبی ست

هر آنچه درنگری جز به جنس مایل نیست

عیار بی کسی ما شرافت نسبی ست

عبودیت نکند اقتضای خواهش کام

دعا به صیغه امرست و امر بی ادبی ست

کسی که از تو فریب وفا خورد داند

که بی وفایی گل در شمار بوالعجبی ست

میان غالب و واعظ نزاع شد ساقی

بیا به لابه که هیجان قوت غضبی ست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حافظ

اگر چه عرض هنر پیشِ یار بی‌ادبیست

زبان خموش، ولیکن دهان پُر از عربیست

پری نهفته رخ و دیو در کرشمهٔ حُسن

بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست

در این چمن گلِ بی خار کس نچید آری

[...]

قاسم انوار

طریق عشق سپردن طریق بوالعجبیست

نشان عشق نجستن نشان بی طلبیست

مگو که: عشق حرامست در طریقت شرع

که مست باده عشق اند اگر ولی و نبیست

شراب ما همه از خم لامکان آمد

[...]

ابن حسام خوسفی

دلم فریفتهٔ آن شمایل عربیست

که شکل و شیوه او را هزار بوالعجبیست

خیال لعل لبش در درون سینه من

چو باده در دل پر خون شیشهٔ حلبیست

بکشت فتنهٔ چشمش مرا و می‌بینم

[...]

نظام قاری

اگر چه عرض هنر پیش یاربی ادبیست

زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست

ز اطلس فلکم پرده در طنبیست

بطاقچه مه و خور جام و کاسه حلبیست

بپرده شاهد کمخاو جلوه کرمیخک

[...]

نظیری نیشابوری

جزای حسن عمل در شریعت عربیست

به عرف عفو نکردن گناه بی ادبیست

سواد دل ز می سالخورده روشن کن

که عینک بصرش ز آبگینه حلبیست

قبول بی هنران ز التفات معشوق است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه