دانست کز شهادتم امید حور بود
برگشتنم ز دین دم بسمل ضرور بود
رفت آن که ما ز حسن مدارا طمع کنیم
سررشته در کف «ارنی گوی » طور بود
محرم مسنج رند «انا الحق » سرای را
معشوقه خودنمای و نگهبان غیور بود
سالک نگفته ایم که منزل شناس نیست
بی جاده ماند راه از آن رو که دور بود
نازم به امتیاز که بگذشتن از گناه
با دیگران ز عفو و به ما از غرور بود
ای آن که از غرور به هیچم نمی خری
زان پایه بازگوی که پیش از ظهور بود
درد دلم به حشر ز شدت نهفته ماند
خون باد ناله ای که هم آهنگ صور بود
دل از تو بود و تو پی الزام ما ز ما
بردی نخست آنچه ز جنس شعور بود
قطع پیام کردی و دانستم آشتی ست
دلاله خوبروی و دلم ناصبور بود
دادی صلای جلوه و غالب کناره کرد
کو بخش آن گدا که ز غوغا نفور بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مضامین شهادت و عشق، معرفت و روحانیت پرداخته است. شاعر از امید به حور و پاداش شهادت سخن میگوید و اشاره میکند که بازگشت به دین و اصول معنوی باید ضروری باشد. او از مسرّت و طمع به حسن معاشرت یاد میکند و نسبت به مسایل روحانی نگران است. شاعر همچنین از غرور و گناه و تمایز میان عفو و سرزنش صحبت میکند و به درد دل و تنهایی خود در برابر حقیقت اشاره میکند. در نهایت، از رابطهاش با خداوند و بیتابی دلش برای وصال او میگوید و در این میان به زیباییهای عشق و جمال الهی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: فهمید که اگر به شهادت برسم، امید رسیدن به حوریان بهشتی دارم و بازگشت او از دین، ضروری است.
هوش مصنوعی: کسی که به زیبایی و آرامش دلگرم بود، حالا رفته است. ما هم تنها امیدمان به دیدن اوست که مانند رشتۀ در دست «ارنی» در کوه طور است.
هوش مصنوعی: تنها خود را درگیر نکن، زیرا عشق و زیبایی در این سرای جاویدان یکی است. معشوقهای که همچون نگهبانی وفادار و غیرتی در این مسیر حضور دارد.
هوش مصنوعی: سالک (مسافر یا جستجوگر) را نمیتوان در اینجا مقصر دانست که منزل را نمیشناسد؛ زیرا اگر جادهای وجود نداشته باشد، او نمیتواند راه را پیدا کند. این به این معناست که وجود موانع و دوری از هدف باعث میشود که انسان نتواند به درستی مسیر خود را بیابد.
هوش مصنوعی: به خاطر ویژگی خاصی که دارم، افتخار میکنم که توانستهام از اشتباهات عبور کنم. این در حالی است که دیگران فقط به رحمت و بخشش دست مییابند، اما من از خودبزرگبینی رها شدهام.
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر غرور خود، به من هیچ توجهی نداری، لطفاً بگو که چه چیزی قبل از ظهور وجود داشت.
هوش مصنوعی: دردی که در دلم وجود دارد، در روز قیامت به شدت آشکار خواهد شد. خون و نالهای که در گلویم مانده، به گونهای است که با صدای صور همخوانی دارد.
هوش مصنوعی: دل به عشق تو داشت، اما تو ما را به الزامی از خودت مشغول کردی و از ما چیزهایی را که مربوط به شعور و آگاهی بود، برخلاف میل ما گرفتی.
هوش مصنوعی: بدون اینکه توجیهی برای قطع ارتباطت داشته باشم، متوجه شدم که این نشانهای از آشتی و reconciliaton است. دختر زیبایی که به او اشاره میکنم، دل من را مضطرب کرده بود.
هوش مصنوعی: تو آواز زیبایی را پخش کردی و محبوب کسی شدی که از شلوغی و هیاهو بیزار بود و به او بخشش کردی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زان پیشتر که کون و مکان را ظهور بود
در بزم وصل دوست دلم در حضور بود
ساقی چو داد باده به رندان می پرست
هر جرعه ز مشرب ما بحر نور بود
روزی که خلق مست می مختلف شدند
[...]
دی کز فروع ماه رخت پرده دور بود
آیینة جمال تو گرداب نور بود
میرفت با نسیم تو از خویش بوی گل
خورشید در حضور رخت بیحضور بود
خسرو به زور عجز قوی گشت عاقبت
[...]
مصباح نور جلوه گر اندر تنور بود
یا در تنور آیۀ الله نور بود
گاهی باوج نیزه گهی در حضیض خاک
در غایت خفاء و کمال ظهور بود
گاهی مدار دائرۀ سوز و ساز شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.