ز گرمی نگهت خون دل به جوش آمد
ز شادی ستمت سینه در خروش آمد
به جان نوید، که شرم از میانه هم رفت
به عیش مژده که وقت وداع هوش آمد
خیال یار در آغوشم آنچنان بفشرد
که شرم امشبم از شکوه های دوش آمد
به آستین بفشان و به تیغ خوش بردار
که جان غبار تن و سر وبال دوش آمد
فدای شیوه رحمت که در لباس بهار
به عذرخواهی رندان باده نوش آمد
ز وصل یار قناعت کنون به پیغامی ست
خزان چشم رسید و بهار گوش آمد
زمام حوصله نگرفت و کوهکن جان داد
چه نرم شانه گذشت و چه سخت کوش آمد
شهید چشم تو گشتم که خوش سخن گویی ست
هلاک طرز لبم شو که پر خموش آمد
ترا جمال و مرا مایه سخن سازی ست
بهار، زینت دکان گلفروش آمد
مپرس وجه سواد سفینه ها غالب
سخن به مرگ سخن رس سیاه پوش آمد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حال و هوای عاشقانه و شگفتیهای عشق میپردازد. او از شدت تأثیر نگاه معشوق و شادی ناشی از محبت او سخن میگوید که سبب میشود دلش به تپش درآید. شاعر به زیبایی لحظات شیرین وصال و حسرت جدایی را تصویر میکند و به گفتمان میان عشق و مرگ و زیباییهای بهار اشاره میکند. در نهایت، او به سادگی مفهوم عشق و اثرات آن بر وجودش را بیان میکند، که این احساسات عمیق در قالب شعر تجلی پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت نگاهت، دل من به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و احساساتی همچون شادی و غم درونم فوران کرد. سینهام پر از حیات و انرژی شد.
هوش مصنوعی: با دل خوش خبر میدهم که پردهی شرم کنار رفت و زمان شادی و آرامش فرارسیده است. اکنون زمان وداع است و هوش و حواس به ما بازگشتهاند.
هوش مصنوعی: تصور محبوبم در آغوشم به قدری فشرده شده است که امشب از دردهای گذشته احساس شرم میکنم.
هوش مصنوعی: لباسی که به تن داریم را به کنار بزن و با شمشیری زیبا بزن، زیرا روح و جان ما تحت تاثیر مشکلات و سختیها قرار گرفته و مانند غباری بر تن و دوش ما نشسته است.
هوش مصنوعی: شیوه مهربانی و رحمت، مانند لباس بهار است که با زیبایی و تازگی به نزد دوستان میآید و برای آنها عذرخواهی کرده و بر آنها محبت میورزد.
هوش مصنوعی: از دیدار محبوب اکنون باید راضی باشی، چرا که پاییز با پیامی از عشق آمده و بهار هم به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: زندگی گاهی بدون حوصله میگذرد و در عین حال، افرادی هستند که با تلاش و پشتکار، از چالشها عبور میکنند. در این میان، برخورد نرم و دلنشین برخی افراد میتواند به تسهیل شرایط کمک کند، در حالی که برخی دیگر با سختکوشی و ایستادگی با مسئلهای سخت رو بهرو میشوند.
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی چشمانت مانند شهید شدم، چون سخنان تو شیرین و دلنشین است. اگر لبهای من خاموش شدهاند، لطفاً با طرز صحبت کردن خود مرا به زندگی برگردان.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت عشق اشاره دارد که هر شخصی را تحت تأثیر قرار میدهد. کسی که زیباست، مانند بهار، باعث جلب توجه و زیبایی در زندگی دیگران میشود، در حالی که عشق و محبت او، به مانند گل، زینت بخش وجود آن دیگری است. در واقع، زیبایی و عشق باعث رونق و شکوفایی زندگی میشود.
هوش مصنوعی: از تو نخواهم پرسید که چه کسی بر کلام غالب است، چون از صحبت درباره مرگ خسته شدهام. سیاهپوشانی که در سوگ هستند، به این جمع افزوده شدهاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز باد صبح حدیثی مرا به گوش آمد
که خیز ای دل مسکین که گل به جوش آمد
زمین ز لاله و خیری و سوسن و شمشاد
به بانگ بلبل شوریده در خروش آمد
چو جام باده به بستان دمید و گل بشکفت
[...]
صبا به تهنیتِ پیرِ مِیفروش آمد
که موسمِ طرب و عیش و ناز و نوش آمد
هوا مسیحنفس گشت و باد نافهگشای
درخت سبز شد و مرغ دَر خروش آمد
تنورِ لاله چنان برفروخت بادِ بهار
[...]
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
که موسم گل و نسرین و ناز و نوش آمد
شبم ز مرغ چمن این نوا به گوش آمد
که وقت عشرت رندان باده نوش آمد
نهاد بر لب تو جام ارغوانی لب
ز رشک خون دل ارغوان به جوش آمد
جزای بی عمل از شیخ خودفروش مجوی
[...]
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه گوش کرد که باده زبان خموش آمد
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
زخانقاه به میخانه می رود حافظ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.