گنجور

 
قاآنی

حکایتیست مرا از که از کسی که بود او

چه کار داری برگو بکن سوال بفرما

ز اسم گویمش آری ز رسم نیز بدیده

که‌ باشد او علی عسکر کنون ز شغلش‌ بسرا

حجابم آ‌ید غربیله خوب نیست بیان کن

برد لحاف برای که هرکه زر دهد او را

 
 
نسکبان اندروید
اثیر اخسیکتی

زهی جناب تو والا مکان نعمت والا

ز روی همت عالی فلک نشیب و تو بالا

ملوک را همه روزه بدرگه تو تنزه

فتوح را همه ساله به حضرت تو توّلا

بگوش کوس، غریو بیان فتح شنوده

[...]

خواجوی کرمانی

چو رخ نمود بر ایوان این حدیقه ی مینا

ز زیر پرده ی کحلی عروس کلّه خضرا

چنان نمود که خاتون حجله خانه ی مشرق

به زیر مقنعه بنهفت طرّه ی شب یلدا

جهان مفرّح یاقوت کرد از آنک به حکمت

[...]

صائب

زهی به ساعد سیمین شکوفه ید بیضا

نظر به نور جمال تو مهر دیده حربا

به جستجوی تو چندان عنان گسسته دویدم

که گشت صفحه مسطر کشیده، دامن صحرا

مکن نصیحت اهل لباس، بخیه به لب زن

[...]

نورس دماوندی

به طرف باغ ملوکانه مجلسی است مهیا

قزل اوتاق تماشاست غنچه ی گل رعنا

چمن چو بادعرب در پرند مشکی سنبل

زسایه بید مولد به حسن طره ی لیلا

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نورس دماوندی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه