می شود هر دم جنون ما ز ابرویت فزون
هست ابروی تو ما را سر خط مشق جنون
دل قدت را دید لعلت راست مایل مدتیست
می کشم از دل ملامت می خورم از دیده خون
دیده می ریزد درون از چاکهای سینه ام
دل ز راه دیده هر خونی که می آرد برون
عاشق از حال دل پر خون چه حاجت دم زند
می توان دانست از رنگ سرشگ لاله گون
رشته پیوند خود با تارهای زلف او
کرده ام محکم ولی می ترسم از بخت زبون
پنبه ننهاد کس بر داغهای سینه ام
کآتشی در سینه اش نگرفت از سوز درون
بهر دنیا منت دونان فضولی تا به کی
دل به عالیهمتی بردار از دنیای دون
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره شدت عشق و دلبستگی شاعر به معشوق است. شاعر از جنون و دیوانگی ناشی از زیبایی ابروی معشوق سخن میگوید و از درد و رنجی که در دل دارد، ناشی از عشق و فاصله از او. او میگوید که دلش به عشق معشوق خونین است و نمیتواند تحمل کند. همچنین به پیوند عمیق خود با معشوق اشاره میکند اما از سرنوشت خود میترسد. شاعر در نهایت با طعنه به دنیا و مردم سفلی، از اهمیت عشق و علو همت سخن میگوید و میخواهد از دنیای حقیر دل بکند.
هوش مصنوعی: هر لحظه جنون ما به خاطر ابروی تو بیشتر میشود. ابروی تو برای ما مانند راهنمایی است که دیوانگی را به ما میآموزد.
هوش مصنوعی: دل من به زیبایی تو دل باخته است و در این مدت، از سر دلسوزی و ملامتهای درون، زخمهای عمیق میکشم و از چشمانم اشک میریزم.
هوش مصنوعی: چشمانم از درد و غم درون سینهام اشک میریزند و دل من از طریق این چشمان، هر قطره خون را که از وجودم خارج میشود، احساس میکند.
هوش مصنوعی: عاشق نیازی به بیان حال دل پر از درد خود ندارد؛ میتوان از رنگ خون اشکهایش که به رنگ لاله است، فهمید که چه احساسی دارد.
هوش مصنوعی: رابطهام را با زیباییهای او به شدت محکم کردهام، اما از بدشانسی و تقدیر ضعیف میترسم.
هوش مصنوعی: هیچکسی بر زخمهای دل من پنبه نگذاشت، چون آتشی که در سینهام میسوزد، به دل کسی دیگر منتقل نشد.
هوش مصنوعی: به خاطر زندگی دنیا و نظرات بیپایه، تا چه زمانی میخواهی به آرزوهای بزرگ فکر کنی و از دنیای پست دور نشوی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای منزه ذات تو «اما یقول الظالمون»
گفت علمت جمله را «ما لم تکونوا تعلمون»
چون منزه باشد از هر عیب ذات پاک تو
جای استغفارشان باشد «و هم یستغفرون»
امر امر تست یارب با پیمبر در نبی
[...]
ای غریو کوس تو در گوش بانگ ارغنون
جزع گشت فام از گرد خیلت گنبد فیروزه گون
با سر تیغ تو عمر سرکشان گشته هبا
در کف سهم تو جان گرد نان مانده زبون
در فلک از عمر تو معمور عالمهای جان
[...]
بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون
آیت انا بنیناها و انا موسعون
کی شنود این بانگ را بیگوش ظاهر دم به دم
تایبون العابدون الحامدون السایحون
نردبان حاصل کنید از ذی المعارج برروید
[...]
تا شدم آگاه از آن زنجیر زلف قیرگون
از هوای او دلم افتاد در راه جنون
گر توئی ماه دو هفته پس نمیگوئی چرا
همچو ماه نو بود حسن تو هر ساعت فزون
گنج حسنت را که مار مشک پیکر بر سرست
[...]
ترک دل گفت آن دو چشم و دل ز تیر غمزه خون
ترک از ده رفت و سهم او نرفت از ده برون
چون نهاد از رسمه زه برطاق ابرو گفتمش
نیست چون چشم تو شوخی زیر طاق نیلگون
عاشق فرد از ستون خیمه هم در وحشت است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.