بر آسمانم آه ز ظلم بتان رسید
آه این چه ظلم بود که بر آسمان رسید
در سینه داشتیم نهان شوق غمزه ات
کردیم فاش کار و چو بر استخوان رسید
چشم از کمان ابروی او بر نداشتیم
بر ما هزار تیر ملامت ازان رسید
تیر بپایم زده وه چه گویمت
کز دست تو چها بمن ناتوان رسید
دارم هوای وصل تو اما چه فائده
جایی که قدر تست کجا می توان رسید
گر آفتی رسید بگل ز آه بلبلست
ای بی خبر مگو که ز باد خزان رسید
ای دل چرا سر از غم جانان نمی کشی
تا کی کشد غم تو فضولی بجان رسید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به درد و رنجی که از عشق و جدایی میکشد، اشاره میکند. او از ظلمی که بر او و قلبش رفته، سخن میگوید و به شوق و longing برای وصال معشوقاش اشاره میکند. شاعر همچنان به تیرهای ملامت و ناامیدی که از سوی معشوقاش به او میرسد، اشاره میکند و از آن میگوید که در تلاش است تا به معشوق دست یابد، اما میداند که این کار دشوار است. در نهایت، شاعر از دل خود میپرسد که چرا از غم عشق رهایی نمییابد و این غم تا چه زمانی ادامه خواهد داشت.
هوش مصنوعی: در آسمان صدای نالهای از ظلم معشوقان به گوش میرسد. این چه ظلمی است که تا به این ارتفاعات و آسمانها رسیده است؟
هوش مصنوعی: در دل ما عشق و شوق نگاه تو نهفته بود، اما ما آن را پنهان کردیم و وقتی که شرایط مناسب پیش آمد، احساساتمان را به وضوح بروز دادیم.
هوش مصنوعی: ما چشممان را از کمان ابروی او برنداشتیم و بهخاطر همین، هزار تیر ملامت به سمت ما شلیک شد.
هوش مصنوعی: تیر بر پایم نشسته و نمیدانم چه بگویم که از دست تو چه مشکلاتی بر من ناتوان رسیده است.
هوش مصنوعی: دلخواستهام به وصال تو، اما چه سودی دارد وقتی که ارزش تو را نمیدانند و نمیتوان به آنجا رسید.
هوش مصنوعی: اگر بلبل از درد و اندوه خود شکایت کند و به گل خبر دهد که آسیبی به او رسیده، تو ای کسی که از حال او بیخبری، نگو که این آسیب ناشی از بادهای خزان است.
هوش مصنوعی: ای دل، چرا از اندوه محبوب جدا نمیشوی؟ تا کی باید این غم را تحمل کنی که تحمل آن به جانت رسیده است؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صدر جهان بحضرت شاه جهان رسید
با کام دل بر ملک کامران رسید
گشت از حضور صدر جهان شاه شادمان
چون صدر نزد شاه جهان شادمان رسید
حضرت جنان مثال و بتدریس علم صدر
[...]
طبعم به عرضه کردن دریا و کان رسید
نطقم به تحفه دادن کون و مکان رسید
هم وهم من به مقصد خرد و بزرگ تاخت
هم گام من به معبد پیر و جوان رسید
این دود عود شکر که جانست مجمرش
[...]
این خرّمی نگرکه مرا ناگهان رسید
وین مملکت نگرکه بمن رایگان رسید
بختم بخواب نیز نیارست دید هم
کاری چنین شگرف که او را عیان رسید
عمری بمانده بنده درین آزو آرزو
[...]
دوشم فغان و ناله به هفت آسمان رسید
دو دم به دل برآمد و آتش به جان رسید
بر تن شنیدهای چه رسید از فراق جان؟
از درد دوری تو دلم را همان رسید
هرگز جفا نبرده و دوری ندیدهام
[...]
ایدل بیار مژده که شاه جهان رسید
فرمانده ملوک زمین و زمان رسید
شاه جهان طغایتمور خان که ملک را
چون او رسید با تن آزرده جان رسید
چون عز پایبوس شهنشاه یافت تخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.