بر گلویم تیغ ترک تند خوی من رسید
تشنه لب بودم که آبی بر گلوی من رسید
از نسیم وصل جانها را معطر شد دماغ
غالبا کز ره غزال مشکبوی من رسید
ژاله وش بارید ازو سنگ ملامت بر سرم
آفتی بر کشتزارِ آرزویِ من رسید
کشته آنم که در جولان سمند ناز را
سرکِشد از سرکِشی ، هرگه که سویِ من رسید
عالم از افسانه فرهاد و مجنون شد تهی
تا بگوش اهل عالم گفت و گوی من رسید
همچو من دیوانه ای دیگر ، به سرحدِّ فنا
گر رسید البته هم در جست و جوی من رسید
گفتم از گریه فضولی پای در گل ماند گفت
اینچنین بهتر که نتواند بکوی من رسید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به شرح درد و شوق عاشقانه میپردازد. شاعر از حالاتی چون عطش و انتظار برای وصال سخن میگوید و به احساسات عمیق خود در مواجهه با محبوب اشاره میکند. او به تیغی که بر گلویش نشسته و باران ملامت که بر سرش میریزد، اشاره دارد. شاعر همچنین از عشق دیوانهوار خود و از جدایی و آرزوهایش میگوید و میافزاید که حتی دیگران نیز در جست و جوی او را درک نمیکنند. در نهایت، او به قدمهای خود در مسیر عشق و گریه اشاره میکند و به نظر میرسد که این گریهها بر او فشار آورده است. کل شعر تصویری از عشق، درد و جستجوی وصال را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: بر روی گردنم تیغی از شدت خشم و تهدید قرار گرفت. در حالی که بسیار تشنه بودم، ناگهان آبی به گردن من رسید.
هوش مصنوعی: نسیم وصل، جانها را خوشبو کرد، در حالی که بوی خوش غزال مشکبوی من از راه رسید و مشامها را نوازش داد.
هوش مصنوعی: باران اشک بر من بارید و سنگهای سرزنش بر سرم ریخت، بلایی بر رویارویی با آرزوهایم فرود آمد.
هوش مصنوعی: من عاشق کسی هستم که وقتی سمند زیبایش به دور خود میچرخد و از سرکشیاش نمیترسد، هر بار که به من نزدیک میشود، قلبم را میبرد.
هوش مصنوعی: دنیا از داستانهای فرهاد و مجنون خالی شد تا اینکه صحبت من به گوش مردم رسید.
هوش مصنوعی: در جایی دور و نزدیک به نابودی، مانند من دلداده و سرگشتهای دیگر نیز وجود دارد که به دنبال من میگردد.
هوش مصنوعی: گفتم که از شدت گریه و فضولی، پایم در گل مانده است. او گفت: این بهتر است که نتوانی به کوی من بیایی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خاست هر سو فتنه گویی فتنه جوی من رسید
بر سمند ناز ترک تندخوی من رسید
باد عنبربو چرا شد گرد مشکین بهر چیست
گر نه از صحرا غزال مشکبوی من رسید
اشک خونین بر رخ زردم نشانی بیش نیست
[...]
باز تیغ ظلم بر کف تندخوی من رسید
ریخت هر سویی دو صد خون تا به سوی من رسید
هر چه از طوفان اشک من رسید اندر غمش
بر همه روی زمین اول به روی من رسید
سنگباران فلک صد جا سرم را هم شکست
[...]
باده منصور در جام و سبوی من رسید
صاف شد این سیل خونین تا به جوی من رسید
عالمی خوشوقت شد از نافه سودای من
بر جنون زد بر دماغ هر که بوی من رسید
گشت شیرین از صفای سینه من چون صدف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.