چینیان گر به کف از جعد تو یک تار آرند
آن چه خواهی به سر نافهٔ تاتار آرند
زال گردون به کلافی نخرد یوسف را
گر بدین حسن تو را بر سر بازار آرند
روز روشن ندهد کاش فلک جمعی را
کز مه روی تو شمعی به شب تار آرند
کشتگان تو کجا زندگی از سر گیرند
که نه بر تربتشان مژدهٔ دیدار آرند
مردم آخر همه مردند ز بیماری دل
به امیدی که تو را بر سر بیمار آرند
گر به کیش تو گناه است محبت، ترسم
که جهان را به صف حشر گنه کار آرند
اندکی صبر کن از قابل صاحب نظران
تا ز میدان غمت کشتهٔ بسیار آرند
ناله هم در شکن دام تو نتوان که مباد
خط آزادی مرغان گرفتار آرند
بلبل از شاخ گل افتد به زمین از مستی
گر سحر بوی خوشت جانب گلزار آرند
سخت بی چشم تو در عین خمارم، ای کاش
یک دو جامم ز در خانه خمار آرند
خون بها را نبرد نام فروغی در حشر
اگرش بر دم تیغ تو دگر بار آرند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند و میگوید حتی اگر چینیان بخواهند یک تار موی او را ببرند، هنوز هم نمیتوانند زیبایی او را به درستی درک کنند. او به ارزش و اهمیت محبوبش در زندگی اشاره میکند و میگوید که نبود او برای دیگران به معنای هشدار و آسیب است. عاشقانی که بر سر خواب و خیال محبوبشان جان دادهاند، دیگر هرگز نتوانند از مرگ برخیزند. شاعر در عین حال ابراز میکند که حتی امید به وصال محبوب هم نمیتواند از درد دل مردم بکاهد. به خاطر عشق و آرزوی وصال، عاشقان بیقرار و گرفتار هستند و در نهایت به این نتیجه میرسد که جلال محبوبش فراتر از تصور است و در روز محشر نیز نامش برجسته خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر چینیها یک تار موی فر تو را در دست بگیرند، هر چه بخواهی، آنها میتوانند از موی تاتاری برای تو تهیه کنند.
هوش مصنوعی: اگر زال گردون (زمان و سرنوشت) در بازار دنیا یوسف (زیبایی و محبوبیت) را به قیمت کلافی نخرد، به این معناست که اگر زیبایی و حسن تو را به نمایش بگذارند، هیچ کس نمیتواند به ارزش واقعی تو پی ببرد.
هوش مصنوعی: آسمان روشنایی روز را به سرنوشت کسانی ندهد که از نور صورت تو همچون شمعی در شب تاریک روشنایی میگیرند.
هوش مصنوعی: کشتگان تو کجا میتوانند زندگی را از سر بگیرند، در حالی که بر سر قبرشان خبری از ملاقات خوشحالی نیست.
هوش مصنوعی: آخرالزمان، مردم به خاطر درد و رنج دلشان از دنیا میروند و تنها به امید این که تو برای دیدن آنها بیایی و بر سر بیمارانی که در حال مرگاند نگهداری کنی.
هوش مصنوعی: اگر عشق و محبت به تو گناه محسوب میشود، میترسم که در روز قیامت تمام مردم را به خاطر این گناه محاکمه کنند.
هوش مصنوعی: کمی صبر کن تا کارشناسان و صاحبنظران از میان غمها و مشکلاتی که با آنها روبهرو هستی، راهحلی بیابند و کمک کنند.
هوش مصنوعی: ناله نیز در چنگال تو تأثیری ندارد، مبادا که پرندگان گرفتار، خط آزادی را به دست آورند.
هوش مصنوعی: پرندهای که از شاخۀ گل به زمین میافتد به خاطر شوق و سرخوشی، اگر در سحرگاه بوی خوش تو را به سمت گلزار بکشاند.
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، روزها برایم به شدت دشوار و خستهکننده است. کاش حداقل یکی دو جام شراب از میخانهات برایم بیاورند تا کمی تسلای خاطر پیدا کنم.
هوش مصنوعی: اگر در قیامت خون بهایی که به گردن توست را به یاد نیاورند، حتی اگر دوباره نام او را بر تیغ تو بیاورند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.