گنجور

شمارهٔ ۴۶

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات
 

همای اوج سعادت به دام ما افتد

امام را گذر ار بر مقام ما افتد

حباب‏وار براندازم از نشاط کلاه

میئی ز معرفتش گر به جام ما افتد

ز سلسبیل معارف که نوشد او یا رب

که قطره‏ای ز زلالش به کام ما افتد

به بارگاه رفیعش که مهر و مه نرسد

کی اتفاق مجال سلام ما افتد

کند ز مغرب غیب آفتاب او چو طلوع

بود که پرتو نورش به بام ما افتد

خوش آن دمی که خبر آید از قدوم امام

نسیم گلشن جان در مشام ما افتد

چو آفتاب شود نوربخش ذره ما

به ما اگر نظری از امام ما افتد

به ناامیدی از این در مرو بزن فالی

بود که قرعه دولت به نام ما افتد

چه عیش‏ها که کنیم و چه شکرها ای فیض

دمی که او گذرش بر مقام ما افتد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.