گنجور

شمارهٔ ۱۲۹

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات
 

ز در درا و شبستان ما منور کن

هوای مجلس روحانیان معطر کن

ستاره شب هجران نمی‏فشاند نور

به آفتاب رخت روز ما منور کن

برون خرام و برافروز عالمی ز رخت

سخن بگوی و جهان پر ز درّ و گوهر کن

بگو به خازن جنت که خاک مجلس ما

به تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر کن

چه لاله داغ دل و اشک‏های خونین بین

بیا بیا و تماشای باغ و منظر کن

طمع به وصل شما حدّ چون منی نبود

حوالتم به یکی از نقاط دیگر کن

ز زهد خشک به جائی نمی‏رسی ای فیض

به روز شربت وصلش دهان ما تر کن‏

به آب تقوی و طاعت به کار تخم ولاش

دماغ را ز گل باغ دل معطر کن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.