به آن بیگانه امشب یک دو حرف آشنا گفتم
غرض را بیغرض کردم سخن بیمدّعا گفتم
نگاهش را به طرز همزبانی آشنا دیدم
گهی منع از جفا کردم گهی حرف وفا گفتم
رخش نازک دلش نازک حیا از هر دو نازکتر
سخن پیچیده در صد پرده از رنگ حیا گفتم
ز نام بوسه بیم رنجه گشتن بود آن پا را
ولی پیغام اشک آهسته با رنگ حنا گفتم
نگاهش کرد اقراری که صد جان پیشکش بایست
خجل گشتم که نادانسته حرف خونبها گفتم
نمیدانم چهها گفتم ولیکن این قدر دانم
که با من هر چه آن ابروی جادو گفت واگفتم
لبت را غنچة فردوس گفتی، حرف بیجا بود
تبسّم را بهشت جاودان گفتم بجا گفتم
به من از گوشة ابرو چهها کردی چهها گفتی
من از نظّاره حسرت چهها کردم چهها گفتم
به او فیّاض گفتم هر چه دل میخواست در مستی
تو اکنون عذرخواهی کن که من اینک دعا گفتم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در مورد درد و رنجهای دل شاعر است که از بیوفایی یاران و زخم زبانهای آشنا رنج میبرد. او به حال خود شکوه میکند و به مسلمانان میگوید که حتی کافران نیز به او رحم میکنند. شاعر از ناامیدیهایش سخن میگوید، اما هنوز هم امید دارد. زندگی برای او کوتاه و پر از سردرگمی است و غم دریا او را مضطرب میکند. او به شخصیت محبوبش اشاره میکند که دلش به تماشای او شاد میشود، در حالی که خود از او دور است. شاعر از درد و دلش میگوید و میفهمد که چگونه با وجود غمها، باید ادامه دهد. او به قدرت عشق و مهر ورزیدن اشاره میکند و در نهایت به احساسات درونیاش پرداخته و از تجربیات عاشقانهاش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: در شب به یک فرد ناشناس، چند کلمه آشنا گفتم و بدون هیچ پیشزمینه یا هدف خاصی، سخنانی ساده و بیپرده بیان کردم.
هوش مصنوعی: در نگاهش، حس همزبانی و نزدیکی را احساس کردم. گاهی از آزار و اذیت خودداری کردم و گاهی نیز به وعدهها و قولهای صادقانهام اشاره کردم.
هوش مصنوعی: چهره زیبا و دلفریب او از هر دو، یعنی خود او و حیا، لطیفتر است. همچنین سخنی که در دل دارم، به قدری پیچیده و معماگونه است که لازم است در پس پردههای بسیار و با رنگ حیا بیان شود.
هوش مصنوعی: بوسهای که نامش باعث ناراحتی و رنجش میشود، پا را به تردید میاندازد. اما من پیغامی از اشکهایم با رنگ حنا به دلم رساندم.
هوش مصنوعی: وقتی او به من نگاه کرد، احساس کردم باید جانم را فدای او کنم. اما از اینکه بدون دانستن، از چیزی صحبت کردم که ارزشش بیشتر از جانم است، شرمنده شدم.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه سخنانی از من خارج شده، اما میدانم که هر چه آن ابروی جادوگر گفت، من هم همان را گفتم.
هوش مصنوعی: لبهای تو مانند غنچهای از بهشت به نظر میرسد، اما این تصور نادرست است. من به تبسم تو اشاره کردم که واقعا نمایانگر بهشت ابدی است و در این مورد به درستی صحبت کردم.
هوش مصنوعی: به من از ناز و زیبایی خودت چه کارها کردی و چه حرفهایی گفتی. من هم از غم و حسرت به تماشای تو چه احساساتی داشتم و چه چیزهایی را گفتم.
هوش مصنوعی: به او که بخشنده است گفتم هر چه که در دل داشتی را بیان کن، اما اکنون که در مستی هستی، از من عذرخواهی کن چرا که من اکنون دعایی برای تو کردهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.