تخم دلخواه درین مزرعه کم سبز شود
دانة عیش فشاندیم که غم سبز شود
نشئة یأس بلندست نباشد عجبی
تخم امید اگر بر سر هم سبز شود
رنگ و بوی هوس از بوم بر دل مطلب
این گلی نیست که در باغ حرم سبز شود
خدمت کرده به ناکرده حساب است اینجا
کشتهام تخم وجودی که عدم سبز شود
کشتگان تو همه زخمی شمشیر خودند
سایة تیغ در این معرکه کم سبز شود
گریه بر خاطر من گرد کدورت افزود
زنگ بر آینه از کثرت غم سبز شود
وادی عشق تو از بس که فتورانگیزست
نتواند که در اونقش قدم سبز شود
کردهام منع دل اما چه کنم مهر بتان
تخم شوخی است که ناکاشته هم سبز شود
گر شود نقش نگین دل نازک چه عجب
سکه نام تو بر روی درم سبز شود
سایة دست تو هر جا که بهار انگیزد
دانة بخل بکارند کرم سبز شود
ما بدان مجلس عالی نتوانیم رسید
بوتة خار، چه در باغ ارم سبز شود!
تحفة مجلس جانان چه فرستم فیّاض
هم مگر حرف من سوخته دم سبز شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به توصیف درد و غم خود میپردازد و میگوید که نمیخواهد شیون کند، چرا که این کار به غم او کمکی نمیکند. او نگران است که اگر به شدت بگرید، دردش کمتر شود. سالها محبت و انتظارش بینتیجه مانده و تنها حسرت به دلش میآورد. همچنین به این نکته اشاره دارد که مشکلاتش بر دلش سنگینی میکند و هر که به او نزدیک میشود، بیشتر درگیر درد او میشود. شاعر در نهایت به این نکته میرسد که هر کسی که از درد او رنج میبرد، ممکن است روابطش با دیگران تیره و تار شود.
هوش مصنوعی: در این زمین دلخواه، کاشتن بذر شادی کار سادهای نیست. ما دانههای خوشی را پاشیدهایم تا غم و اندوه را به ثمر بنشانیم.
هوش مصنوعی: یأس و ناامیدی میتواند در شرایطی به وجود بیاید که به نظر برسد امید به نتیجه نمیرسد، اما جای تعجب نیست اگر در دل ناامیدی، امیدی دوباره جوانه بزند و رشد کند.
هوش مصنوعی: هوس و آرزوها رنگ و بوی دلفریب دارند، اما اینجا منظور این است که این گلهایی که در باغ حرم میرویند، تنها به خاطر زیبایی و زینت نیستند، بلکه در عمق وجودشان معنایی عمیقتر نهفته است.
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره میشود که اگر کسی در زندگیاش خدمت کرده، حتی اگر نتیجهای نداشته باشد، باز هم اهمیت دارد. به نوعی بیان میکند که من در جایی تلاش و سرمایهگذاری کردهام که امید دارم به نتیجه خوبی برسد و حتی در دل وجودم، امکان شکوفایی و زندگی تازهای وجود دارد.
هوش مصنوعی: در این معرکه، تمام کسانی که به دست تو کشته شدهاند، نتیجهٔ زخمهای شمشیر خودت هستند و سایهی تیغ تو در این میدان کمتر به سبزی و تازگی میرسد.
هوش مصنوعی: گریه بر دل من باعث شده تا کدورت و غم بیشتری به وجود بیاید، مثل اینکه آینه به خاطر کثرت غمها تیره و سبز میشود.
هوش مصنوعی: راه عشق تو چنان جذاب و خستگیناپذیر است که هیچکس نمیتواند در آن قدمی سبز و نو بردارد.
هوش مصنوعی: گاهی تلاش کردهام که قلب خود را از عشق دور کنم، اما چه کنم که محبت معشوقان مانند تخمی از شوخی است که حتی بدون کاشتن هم رشد میکند.
هوش مصنوعی: اگر نقش نگینی که بر دل نازک من هست، به همین سادگی تغییر کند، چه عجیب است که نام تو بر سکهای که در دست دارم، به رنگ سبز بیفتد.
هوش مصنوعی: سایه دست تو در هر جایی که بهار بیافریند، دانههای بخل را میکارد و آن گاه کرم سبز میشود.
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم به آن اجتماع بزرگ و باشکوه برسیم، چراکه حتی خارِ بیارزش هم ممکن است در باغ ارم سبز و زیبا شود.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این فکر میکند که چه هدیهای برای معشوق بفرستد، چرا که کلامش به شدت آتشین و پرشور است و امید دارد که این سخنان، حیات و طراوتی به زندگی معشوق ببخشند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گل بی خار درین غمکده کم سبز شود
دست در گردن هم، شادی و غم سبز شود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.