کم کنم شیون نمیخواهم که نقص غم شود
پر نگریم خون دل ترسم که دردی کم شود
سالها در چشم ما جا داشتی سودی نداشت
گر پری با مردم این الفت کند آدم شود
شور بختی بین که بر داغ دل بیطاقتم
سودة الماس ریزد حسرت و مرهم شود
خاطر از برگ گل نازکتری داری مباد
گر وزد بر وی نسیم شکوهای در هم شود
هر که را درد تو دامنگیر شد فیّاضوار
دامن بیگانه گیرد دشمن و محرم شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و تجربههای عمیق خود اشاره میکند و میگوید که دانش و معرفت او کمتر از معشوقش نیست. او عشق را بهعنوان نشانهای از کفر میبیند و تاکید میکند که هیچ چیز نمیتواند این احساسات عمیق را کمرنگ کند. همچنین بیان میکند که برقراری وصال و دیدار معشوق برایش حیاتی است و حتی عذابهای دنیایی در چشم او ارزش کمتری دارند. این شعر در نهایت به حال شگفتانگیز و مستی شاعر اشاره دارد که از عشق الهام میگیرد.
هوش مصنوعی: نمیخواهم به خاطر غم زیاد کمکم ناله کنم، زیرا اگر کم ناله کنم، میترسم که درد من کمتر شود و این باعث شود که احساسات عمیقم کاهش یابد.
هوش مصنوعی: سالها در دل ما جای داشتی، اما این عشق سودی نداشت. حتی اگر یک پری هم با مردم الفت داشته باشد، باز هم نتواند آدم شود.
هوش مصنوعی: باور نکردنی است که بر قلب داغ و رنجور من، حسرتها و آلام به صورت عمق الماس بریزید و همزمان مایه تسکین و دلدادگی هم بشود.
هوش مصنوعی: تو دل حساسی داری که همانند برگ گل است، پس مواظب باش که اگر نسیمی به آن بخورد، ممکن است همه چیز را نابود کند.
هوش مصنوعی: هر کس که گرفتار محبت تو شود، همچون یک بخشنده، به راحتی از دیگران دست میکشد و با دشمنان و دوستانش بیپروا و نزدیک میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرخم زلفش درآرد سر بدل همدم شود
بر هوا تاج سر اندازد دل و خرم شود
ساغر می دور از آن لبها اگر یک دم شود
خط به گرد ساغر می حلقه ماتم شود
دست ارباب مروت در حنای غفلت است
زخم ما را خون گرم ما مگر مرهم شود
عشق دارد دامها در خاک در هر ذره ای
[...]
رهبری کو تا دل از سرگشتگی بی غم شود
خضر بیشم کرد سرگردان، که عمرش کم شود!
سرزمین عیش بی نور است، می در جام ریز
کی برافروزد چراغ لاله چون بی نم شود
تاک راکز ابر رحمت در چمن آبستن است
[...]
دل به قدر عقل هر کس را اسیر غم شود
چون سبک مغزی فزون شد سرگردانی کم شود
آدمیت فوق خوبیها بود، خوارش مگیر
آنکه بتواند ملک گردید، کاش آدم شود
گر غباری ز آستان عشق بنشیند به کوه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.