گنجور

 
فیاض لاهیجی

گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد

خامشی هم نکته‌ای تقریر نتوانست کرد

من که بر بال ملک دام نظر می‌افکنم

همّت من یک پری تسخیر نتوانست کرد

عمر در خدمت به سر بردیم و مردودِ دریم

طالع بد را کسی تدبیر نتوانست کرد

عقد الفت کس نمی‌بندد که از هم نگسلد

یک کس این زنجیر را زنجیر نتوانست کرد

امشبم سر تا به پا از بس که مدهوش تو بود

در خجالت رنگ من تغییر نتوانست کرد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
صائب تبریزی

چاره دل عقل پر تدبیر نتوانست کرد

خضر این ویرانه را تعمیر نتوانست کرد

در کنار خاک عمر ما به خون خوردن گذشت

مادر بی‌مهر خون را شیر نتوانست کرد

راز ما از پرده دل عاقبت بیرون فتاد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه