ز زهر ناوک او دل چو شهد خرسندست
اگر غلط نکنم تیرش از نی قندست
گره ز طرَة خود باز اگر کنی چه شود
گرهگشایی ما عمرهاست در بندست
کسی به دوست رسد کز جهان تواند رست
بریدن از همه عالم نشان پیوندست
دلم به حرف تو ناصح نمیکشد چه کنم؟
که ناوکم به جگر دلنشینتر از پندست
چه بیوفای جهانی که در زمانة تو
قسم به عهد تو خوردن شکست سوگندست
بس است نکته همین کوری زلیخا را
... ندست
...
که مهر غیر برابر به مهر فرزندست
برای قتل تو شمشیر کی کشد، فیّاض
هلاک صد چو تو در بند یک شکرخندست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از یوسف بازار به موضوع عشق و معشوق میپردازد. شاعر به تشابه میان بازار و عشق اشاره کرده و میگوید که هر کسی درگیر خود و دردهای خود است. او به راز دلها و عدم توانایی در بیان احساسات اشاره میکند و میگوید که اگر کسی خاموش باشد، این نیز نتیجهی گرفتاری خود اوست. شاعر همچنین به این نکته اشاره دارد که وجود عالم تنها به خاطر پرتو جمال معشوق است و بدون آن، هیچ چیز روشنایی ندارد. همچنین در این عالم، زاهدان نیز در افکار خود غرقاند و نیاز به عشق و زیبایی معشوق را احساس نمیکنند. در نهایت، شاعر از شنونده میخواهد که به درد دلهای خود اعتراف کند و رازهای درونی خود را بیان نماید.
هوش مصنوعی: دل من از تیر عشق او شیرین و لذتبخش شده است، اگر اشتباه نکنم، تیر او مانند قند است که با نی ساخته شده.
هوش مصنوعی: اگر تو گرهای که در موهایت بسته شده را باز کنی، چه اتفاقی میافتد؟ ما سالهاست که در زنجیرهای از مشکلات گرفتاریم.
هوش مصنوعی: کسی که به دوستی و محبت واقعی دست پیدا کند، از همه چیز در دنیا رها میشود و این نشاندهنده پیوند عمیق او با آن دوست است.
هوش مصنوعی: دل من نمیتواند به گفتههای نصیحتآمیز تو توجه کند. چه میتوانم بکنم که تیر عاشقانهام برایم از نصیحتها دلچسبتر است؟
هوش مصنوعی: جهان تا چه حد بیوفاست که در زمان تو به عهد و پیمانی که بسته میشود، وفا نمیکند و این خود نشانهای از ناپایداری سوگندهاست.
هوش مصنوعی: این بیت به موضوع کوری زلیخا اشاره دارد، که نشاندهنده نادانی یا ناآگاهی اوست. به عبارتی، زندگی و رفتار او به شکلی است که نمیتواند حقیقت را درک کند و در این وضعیت، اشاره به این است که این نکته خالی از اهمیت نیست و تنها به همین بسنده میشود.
هوش مصنوعی: محبت و علاقهای که به دیگران داریم، هرگز به اندازهی محبتی که به فرزند خود داریم، نیست.
هوش مصنوعی: هیچکس برای کشتن تو دست به شمشیر نمیبرد، زیرا فیاض (بخشنده) جان صد نفر را به خاطر یک لبخند تو فدای تو میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلی که عاشق روی نگار دلبندست
نه ممکن است که با صابریش پیوندست
کسی که او به صفت صابرست عاشق نیست
به عشق و صبر نظر کن که چند در چندست
کدام عاشق صادق شنیده ای که ز هجر
[...]
دلم بسلسله زلف یار در بندست
اگر قبول کنی حال من ترا پندست
زبند مهرش چون پای دل شود آزاد
مرا که باسر زلفش هزار پیوندست
بسان لیلی بگشایی وببندی زلف
[...]
به حرف اهل غرض قرب و بعد ما بندست
دل شکسته ما را هزار پیوندست
از آن دمم که به حیرت فکنده دیدن او
نگه به گوشه چشمم هنوز در بندست
نگه دلیر نشد تا مژه به پیش آمد
[...]
ز سادگی است به فرزند هر که خرسندست
که مادر و پدر غم، وجود فرزندست
چو صبح من ز سیاهی به شام مانندست
چه گوییم که ز شب چند رفت یا چندست؟
به رنج از پی راحت نگاه داشته اند
ز حکمت ست که پای شکسته در بندست؟
درازدستی من چاکی ار فگند چه عیب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.