هر کس ز کوی جانان دلشاد رفته باشد
او را غم دو عالم از یاد رفته باشد
امروز بوی عنبر آید ز باد هردم
گویا شمیم زلفش بر باد رفته باشد
از ساکنان گردون زاین سان فغان چو آمد
از من به چرخ اگر نه فریاد رفته باشد
آن کس که آشنا شد با چون تو ای جفاخو
داند که بر من از تو بیداد رفته باشد
آمد رقیب شاد و خاقان دل شکسته
راضی مشو ز کویت ناشاد رفته باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دولت چو نیست باقی بر باد رفته باشد
خوابی که از خیال است از یاد رفته باشد
از جمع و خرج هستی چون حاصلی نداریم
اوراق زندگانی بر باد رفته باشد
هرکس که زندگی را در بندگی سرآورد
[...]
خوش آنکه هستی من بر باد رفته باشد
سر تا به پای خویشم از یاد رفته باشد
ای دوست با من زار میکن هر آنچه خواهی
سهل است بر اسیری بیداد رفته باشد
گر در هوای وصلت صد خرمن وجودم
[...]
ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد
از آه دردناکی سازم خبر دلت را
روزی که کوه صبرم، بر باد رفته باشد
رحم است بر اسیری، کز گرد دام زلفت
[...]
خاکش، اگر ز دوری، بر باد رفته باشد
آن یار نیست کش یار از یاد رفته باشد
با آنکه کشت خود را، از عشق خسرو، اما
مشکل ز یاد شیرین، فرهاد رفته باشد
ذوق اسیری آن مرغ داند که از پی صید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.