چو چشم مست تو از می خراب خواهد شد
دلم بر آتش حسرت کباب خواهد شد
بیا بیا که اگر نه ز فرقتت یارا
فلک به بحر سرشکم حباب خواهد شد
ز سینه گر ز فراقت برآورم آهی
سیه ز دود دلم آفتاب خواهد شد
ز آب دیده و از سوز سینهام آخر
سراب قلزم و قلزم سراب خواهد شد
مکن جفا که به روز جزا یقین دانم
که بیحساب تو با ما حساب خواهد شد
سرشک دیده چو توفان نوح میبینم
حذر کنید که عالم خراب خواهد شد
ز سیل گریه خاقان ز حادثات فراق
دوباره روی زمین غرق آب خواهد شد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس عمیق و دردناک فراق معشوق میپردازد. او از تاثیر چشمهای مست معشوق بر دلش صحبت کرده و به آتش حسرتی که در دلش شعلهور شده اشاره میکند. با بیان تصاویر مربوط به اشک و سوز دل، حس غمگینی و ناچاری در برابر جدایی را به تصویر میکشد. شاعر به روز جزا و حقایق در آن روز اشاره میکند و تأکید میکند که ظلم و جفا به او به عواقب وخیمی منجر خواهد شد. در نهایت، او احساساتش را با اشاره به عواقب گریه و سوختن دل از فراق معشوق، به شدت و عمق بیان میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زخط عذار تو بی آب وتاب خواهد شد
زهاله ماه تو پا در در رکاب خواهد شد
رخی که در جگر لاله خون ازومی سوخت
سیاه روزتر از مشک ناب خواهد شد
لبی که از سخنش می چکید آب حیات
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.