مهم پوشید سرخ و خنجری هم بر میان دارد
یقینم شد که او آهنگ قتل عاشقان دارد
به یک تیر نگاهم آن پری در خاک و خون افکند
عجب دست آن کمان ابروی بر تیر و کمان دارد
چه بیرحم است دزد غمزه پنهانی آن مه
که دل را از برم دزدید و اکنون قصد جان دارد
به غیر از کاکلی کآن هم چو زلف او پریشان است
کجا بیگانهای اندر آن دلستان دارد
فغان و آه خاقان است از دست نگارینت
همه شب تا سحر از دستت این آه و فغان دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.