گنجور

 
فتحعلی‌شاه

به یک کرشمه پری‌پیکری دل ما را

چنان ربود که ترکان متاع یغما را

کسی که تاب ندارد ببیندش از دور

چگونه بوسه زند روی آن دل‌آرا را

چو عزم شکور دل‌گیریت شود هر روز

چو آفتاب بگیری تمام دنیا را

بخواب یوسف مصری اگر روی یک بار

به خون دل بنشانی ز غم زلیخا را

اگر به محمل لیلی برآیی از سر لطف

کنی دوباره تو مجنون خویش لیلا را

اگر نقاب ز روی چو ماه برداری

هزار بار بسوزی ز رشک عذرا را

فغان که ناله خاقان به سنگ رخنه کند

ز سنگ سخت بود دل مگر تو را یارا

 
 
گلها برای اندروید
مسعود سعد سلمان

دو زلف تو صنما عنبر و تو عطاری

به عنبر تو همی حاجب اوفتد ما را

مرا فراق تو دیوانه کرد و سرگردان

ز بهر ایزد دریاب مر مرا یارا

بمان بر تن من زلف عنبرینت که هست

[...]

مولانا

اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را

بریز خون دل آن خونیان صهبا را

ربوده‌اند کلاه هزار خسرو را

قبای لعل ببخشیده چهره ما را

به گاه جلوه چو طاووس عقل‌ها برده

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
سعدی

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

فراغت از تو میسّر نمی‌شود ما را

تو را در آینه دیدن جمالِ طَلعتِ خویش

بیان کند که چه بوده‌ست ناشکیبا را

بیا که وقت بهار است تا من و تو به هم

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از سعدی
حکیم نزاری

به سرنمی شود از روی شاهدان ما را

نشاط و خوش دلی و عشرت و تماشا را

غلام سیم برانم که وقت دل بردن

به لطف در سخن آرند سنگ خارا را

به راستی که قبا بستن و خرامیدن

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
امیرخسرو دهلوی

زمانه حله نو بست روی صحرا را

کشید دل به چمن لعبتان رعنا را

هوای گل ز خوشی یاد می دهد، لیکن

چه سود چون تو فرامش نمی شوی ما را

ز سرو بستان چندین چه می پرد بلبل

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیرخسرو دهلوی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه