گنجور

 
فتحعلی‌شاه

به پیش قامت تو سرو بوستان شده پست

اسیر قد بلندت ز قید عالم رست

من از ازل ز نگاه تو مست و مدهوشم

ز لعل باده‌پرست تو هوشیاران مست

هزار مرتبه هر روزم ار کشی تو بکش

ز شام روز جزا تا به صبح روز الست

کجا رواست که تا حشر دل دهد به کسی

کسی که دل به خم زلف تابدار تو بست

خطا ز غمزه تو در جهان ندید کسی

به سان تیر قضا کز کمان قدرت جست

عزیز من چو عزیزان به سوی مصر آمد

رواج رونق بازار یوسفی بشکست

کلاه گوشه بساید به عرش چون خاقان

بر آستان تو هر کس که از ازل بنشست

 
 
از گنجینهٔ گنجور دیدن کنید!
ابوالفرج رونی

دلیل نصرت حق زخم نیزه عربست

از اوست هر چه به شرک اندر از بدی شغب است

سوزنی سمرقندی

رسیده ماه محرم به سال پانصد و شصت

به بارگاه وزیر خدایگان بنشست

که تا نظر کند اندر جمال طلعت او

که هیچ شه را مانند او وزیری هست

خجسته‌رای و همایون‌لقا و فرّخ‌فال

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
قوامی رازی

کسی نرست ز دنیا مگر خدای پرست

در این زمانه هر آن کس که او به مرد برست

جهان بی خبر آن است و جای بی ادبان

سریر کفر بلند و سرای ایمان پست

رها مکن که جهان تاج بر سر تو نهد

[...]

انوری

رئیس دولت و دین ای اسیر دست اجل

شدی و رفت بهین حاصل جهان از دست

زمانه نی در مردی در کرم بشکست

سپهر نی دم شخصی دم هنر دربست

دلم حریق وفاتت چو کرد خاکستر

[...]

سعدی

چنان به موی تو آشفته‌ام، به بوی تو مست

که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست

دگر به روی کسم، دیده بر نمی‌باشد

خلیل من، همه بت‌های آزری بشکست

مجال خواب نمی‌باشدم ز دستِ خیال

[...]

مشاهدهٔ ۸ مورد هم آهنگ دیگر از سعدی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه