بنشین که به چشم ماست جایت
جانی و هزار جان فدایت
چشمان تو کرد صید دلها
سرها به فدای خاک پایت
ای شوخ بکن به ما نگاهی
تا جان بدهیم از برایت
در سینه ما دلی و آن هم
گردید فدای چشمهایت
خاقان که اسیر بود او نیز
شد کشته تیر غمزههایت
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
بنشین که به چشم ماست جایت
جانی و هزار جان فدایت
چشمان تو کرد صید دلها
سرها به فدای خاک پایت
ای شوخ بکن به ما نگاهی
تا جان بدهیم از برایت
در سینه ما دلی و آن هم
گردید فدای چشمهایت
خاقان که اسیر بود او نیز
شد کشته تیر غمزههایت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای آرزوی قدر لقایت
وی قبله آسمان سرایت
در عالم نطق، هیچ ناطق
نا گفته سزای تو ثنایت
هر جای که خواجه ای، غلامت
[...]
ای حاکم کشور کفایت
فرمانده فتوی ولایت
ز آنجا چو ز بر کشید رایت
شد والی پنجمین ولایت
ای خوانده حبیب خود خدایت
ملک و ملک و فلک برایت
اول علمی کز آفرینش
افراشت نبود جز ولایت
ای هفت فلک به رسم در خواست
[...]
ای دوست بگو که چیست رایت
تا کی بکشم جفا برایت
بر خون منت گرت مرادست
سر چون بکشم ز حکم و رایت
هرچند جفا کنی تو بر ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.