رفت از بر من چو یارم امشب
از دوری یار زارم امشب
از شوق وصال آن پریروی
دلداده و بیقرارم امشب
با مدعیان نشسته یارم
زآن است که دلفگارم امشب
دادی تو نوید وصل دیشب
زآن وعده در انتظارم امشب
ریزم ز دو دیده اشک جانا
بین دیده اشکبارم امشب
خاقان ز فراق او چو امروز
چون بلبل بیقرارم امشب