بنشست به بر نگارم امشب
برخاست غم از کنارم امشب
بگشاد میان نگارم امشب
باز آمده در کنارم امشب
از بحث مرا امید نبود
از یار امیدوارم امشب
بودم چو هلال زار ناگاه
شد ماهرخی دچارم امشب
شد نعمت وصل یار روزی
من شاکر کردگارم امشب
از نرگس مست پر خمارش
در مستی و در خمارم امشب
از بهر نثار یار خاقان
جان دادم و شرمسارم امشب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رفت از بر من چو یارم امشب
از دوری یار زارم امشب
از شوق وصال آن پریروی
دلداده و بیقرارم امشب
با مدعیان نشسته یارم
[...]
برای صبا به یارم امشب
کز دست غمت فگارم امشب
در پی کسیم بس این که ناچار
غم زیسته غمگسارم امشب
از شعله ی شوقت آتش افتاد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.