بپوشان از نظر قرص قمر را
که نتوان دیده بست اهل نظر را
ز چشم زخم گردون در امان دار
خداوندا تو این شیرینپسر را
کند بر کام خسرو رغم شیرین
سپهر واژگون لعل شکر را
رقیبم میکند دور از تو آری
نخواهد بیهنر صاحبهنر را
نهال عشق را باشد ثمر وصل
ولی دستی نچیده است آن ثمر را
برد پس هر که آورده است از هند
به عهد لعل تو تنگ شکر را
چنان خاقان کند وصف لبانت
که برده رونق یاقوت تر را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان نگرانیها و آرزوهای خود میپردازد. او از خداوند میخواهد که محبوبش را از دید دیگران دور نگهدارد تا آسیب نبیند و در امان بماند. عشق به معشوق را گلابی میداند که بینتیجه مانده و به عواقب رقیبان و خطرات طبع عالم اشاره میکند. در پایان، او زیبایی معشوقهاش را با یاقوت میآمیزد و توصیف میکند که دیگران چگونه در توصیف او کم میآورند. این شعر به احساسات عاشقانه و آسیبپذیری عشق میپردازد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو پیغامبر ابوبکر و عمر را
بصر خواند این یک و سمع آن دگر را
مران هر دو بزرگ نامور را
سر آزادگان بحرو بر را
دهان بگشاد آن مار دو سر را
رهاند از بند زر آن سیمبر را
بلندی داده خاک پی سپر را
چو فرزند خلف نام پدر را
کنون بش نیدم از تو این خبر را
که از غم پاره می سازم جگر را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.