بپوشان از نظر قرص قمر را
که نتوان دیده بست اهل نظر را
ز چشم زخم گردون در امان دار
خداوندا تو این شیرینپسر را
کند بر کام خسرو رغم شیرین
سپهر واژگون لعل شکر را
رقیبم میکند دور از تو آری
نخواهد بیهنر صاحبهنر را
نهال عشق را باشد ثمر وصل
ولی دستی نچیده است آن ثمر را
برد پس هر که آورده است از هند
به عهد لعل تو تنگ شکر را
چنان خاقان کند وصف لبانت
که برده رونق یاقوت تر را