این پری کیست که در منظر خاقان آمد
همچو بلقیس به سلیمان آمد
سپه ناز و کرشمه ز یمین و ز یسار
ترک لشکرکش من صف زده مژگان آمد
در خرابات مغان مغبچه بادهفروش
دین و دل برده دگر از پی ایمان آمد
ستم همچو تویی هست سزاوار به من
دل مجروح مرا درد تو درمان آمد
جز سر کوی تو دل را به جهان جایی نیست
آن که از جور تو رفته است پشیمان آمد
جمع عشاق شد آشفته از آن زلف دو تا
وه که این سلسله را سلسلهجنبان آمد
آسمان مشعل مه هرزه چه افروختهای
خیز و بردار که آن شمع شبستان آمد
طرفه نوروز سعید است که خورشید فلک
از پی کسب شرف بر در خاقان آمد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.