ز خورشید فلک دل میرباید
مه من گر ز برقع رخ نماید
مگر آهنربا شد چشم مستت
که از آهندلان دل میرباید
نسیم زلف تو عنبرفشان است
شمیم کاکلت جان میفزاید
چو خاکستر کز او آینه پاک است
غبار مقدمت غم میزداید
در اقبال بر رویم شود باز
چو آن مهپیکرم از در درآید
دهد بر یاد خاقان نافه چین
گره چون از خم کاکل گشاید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.