نیست یاری به وفای محمود
جان و دل هر دو فدای محمود
گر کند عزم سرانداختنم
سر نپیچم ز رضای محمود
مست بگذشت و دل از من دزدید
میدوم من ز قفای محمود
چاک شد جامه پرهیز مرا
ای عزیزان ز قبای محمود
گر به بالین من آید افتم
از سر شوق به پای محمود
گر رضای تو جفا هست به من
من رضایم به خدای محمود
سرو کوه است سرافراز چمن
بر سر اوست هوای محمود
فتنه در دیده خوبان نگذاشت
نرگس فتنهنمای محمود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.