خنجر دیگری بزن صید به خون تپیده را
ور بکشی روا بود بنده زر خریده را
پادشه شکرلبان بنده بینوای تو
اس ستمت کجا برد پیرهن دریده را
بر سر کشته غمت گر تو شبی قدم نهی
فرش رهت کنم بتا مردمک دو دیده را
ای بت سیمتن دگر کاکل دلفریب تو
باز به دام میکشد مرغ دل رمیده را
از سر کشتگان خود از پی قتل دیگری
باز به ناز میکشد دامن خونکشیده را
جامه به تن قبا کند بلبل بینوا چو من
بیند اگر به گلستان آن گل نورسیده را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.