ای گلبنی که بلبل دل پایبست توست
ای دلبری که جان جهانی به دست توست
ای نخل جویبار امید جهانیان
قدِ بلند ِ سروِ سهی شاخِ پست توست
مشکن دل شکستهٔ ما را برای غیر
مست غرور حسنی و آن هم شکست توست
مستی که مستی از می و میخانه برده است
مستانه میرود بنگر چشم مست توست
خاقان که مست بادهٔ شوق تو گشته است
مستی او ز لعل لب میپرست توست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف محبوبی میپردازد که به نوعی نماد زیبایی و دلربایی است. او محبوب را به گُل، نخل و سرو تشبیه میکند و بیان میکند که عشق او زندگی و امید جهانیان است. شاعر از محبوب میخواهد که دل شکستهاش را به خاطر دیگران مشکن و از حالتی غرق در عشق و مستی صحبت میکند که ناشی از زیبایی محبوب است. در نهایت، او به محبت و شوقی که از لبهای محبوب سرازیر میشود اشاره دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پا نه به طرف باغ که گل زیر دست توست
بالا نما که سرو سرافراز پست توست
آن باغ نوبری که رسیده ست میوه اش
گرد تو نیزه های جفا خاربست توست
تیری به دل خلید که ذوقش به جان رسید
[...]
محتاج کی به نشأه می چشم مست توست؟
پر خون دهان جام می از پشت دست توست
چون تاک در سراسر این باغ و بوستان
هر نخل سرکشی که بود زیر دست توست
لعلی که ساخته است نگین دان ز تاج زر
[...]
میخانهی صبوحی دل چشم مست توست
لبریز نشأه غنچهی ساغرپرست توست
در خون چو طفل اشک طپد ناله در دلم
این زخم کاری از مژهی تند شست توست
در دام اضطراب تو ما را فکندهای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.