ای قرعه سلطنت به نامت
دلهای شهان اسیر دامت
محمود غلام بنده تو
شاهان همه بنده غلامت
یکران فلک به زیر پایت
چون توسن بحث گشته راهت
برخیز که طرفه رستخیزیست
از جلوه سرو خوشخرامت
آید به زمین مسیح از چرخ
گر بشنود ای پسر کلامت
سرگشته خضر به کوه و وادی
از حسرت جرعهای جامت
باز این دل خسته چون کبوتر
پرواز کند به گرد بامت
جستیم بسی ولی ندیدیم
جز در دل بیدلان مقامت
دیگر مطلب ز چرخ کامی
خاقان لب اوست تا به کامت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.