نمیشود به من آن یار آشنا هرگز
نمیکند به من آن شوخ جز جفا هرگز
مرا کشد ز غم و با رقیب گردد یار
طمع مدار از آن بیوفا وفا هرگز
مرا که از غم لعل لبش شدم بیمار
نمیدهد ز لب لعل خود دوا هرگز
چو سائلان به درش بهر حاجتی رفتم
نکرد آن که کند حاجتم روا هرگز
رفیق غیر شد آن یار بیوفا همه عمر
نشد رفیق به خاقان مبتلا هرگز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.