کی مسیحا داشت در بار آنچه ما میخواستیم
عافیت بودش متاع و ما بلا میخواستیم
اشک ریزان تا در دارالشفا رفتیم دوش
نی دوای درد درد بیدوا میخواستیم
برد موسی بهر آمین گفتنم همره به طور
او دعا میکرد و ما عذر دعا میخواستیم
شد عبیر از بوی گل خاکستر بلبل ولی
ما غلط کردیم و این عطر از صبا میخواستیم
گوش آوردیم و همچون گل تهی بردیم حیف
زین گلستان نالهای چند آشنا میخواستیم
کفر و دین مقصد نبود از خدمت دیر و حرم
مشت خاکی داشتیم و کیمیا میخواستیم
کوشش بیهوده ما آبروی سعی ریخت
سر نبود و سایه بال هما میخواستیم
خامکاریهای ما گم داشت بر ما راه را
کاندرین دشت پر آتش نقش پا میخواستیم
همت چشم فصیحی بین که امشب میفشاند
چشمه چشمه آفتاب و ما سها میخواستیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تضاد خواستههای انسان و واقعیتها اشاره میکند. او از مسیحا و درمانی از عافیت صحبت میکند، در حالی که انسانها به دنبال بلا و درد هستند. شاعر به ناامیدی و عدم درک خود از نیازهای واقعیاش اشاره میکند و میگوید عشق و آرزوهای بیپایهای را طلب کردهاند که در نهایت نتوانستهاند به دست آورند. همچنین به معنای گمراهی و اشتباهات انسانی میپردازد که از تحول و امید به چیزهای بهتر غافل ماندهاند. در نهایت، او به جستجو و تلاش بیثمر برای رسیدن به چیزهایی که واقعا ضروری نیستند، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: مسیحا در بارگه خود، آنچه ما طلب میکردیم، آرامش و راحتی بود، اما ما به دنبال مشکلات و چالشها بودیم.
هوش مصنوعی: زمانی که به محل درمان رفتیم، در حالی که اشک میریختیم، در جستجوی درمانی برای دردهایی بودیم که هیچ دارویی برایشان وجود نداشت.
هوش مصنوعی: موسی برای حاجت خود دعا میکرد و ما به او میگفتیم که دعا کند.
هوش مصنوعی: عطر گل و بوی خوش بلبل به ما رسید، اما ما اشتباه کردیم و انتظار داشتیم که این عطر از نسیم صبا بیاید.
هوش مصنوعی: ما با دقت گوش دادیم و همچون گلی بیثمر، چیزی جز احساس خالی نیافتیم. ای کاش در این باغ زیبا، چند صدای آشنا و دلنشین هم بود.
هوش مصنوعی: هدف ما از خدمت در مکانهای مذهبی و مقدس، نه کفر و دین بود، بلکه ما در دنیای مادی تنها دارای جسمی خاکی بودیم و در جستجوی چیزی ارزشمند همچون کیمیا بودیم.
هوش مصنوعی: ما بیمورد تلاش کردیم و آبروی تلاشهامان به هدر رفت. ما چیزی بیش از سایهی پرندهای بزرگ را نمیخواستیم.
هوش مصنوعی: ناسازگاریها و اشتباهات ما باعث شد که نتوانیم راه را پیدا کنیم؛ چرا که در این بیابان پر از آتش، دنبال آثار پا بودیم.
هوش مصنوعی: به دقت نگاه کن که امشب چشمههای نور خورشید چگونه میدرخشد و ما برای روشنایی بیشتری انتظار داشتیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دست شوقی با گریبان آشنا میخواستیم
جامهٔ جان در غم عشقی فنا میخواستیم
دیده گریان، سینه سوزان، دل تپان، جان مضطرب
شکر للّه یافتیم آنچ از خدا میخواستیم
خود عیان بود آنچه میجستیم او را در نهان
[...]
دیده را در عشق ازین به، مبتلا میخواستیم
گریه میکردیم و طوفان از خدا میخواستیم
وصل میجستیم و مطلب حسرت دیدار بود
عشق میگفتیم و درد بیدوا میخواستیم
شکر نعمت کس نمیداند چو ما، کز تیغ تو
[...]
بر سر کوی تو روزی چند جا میخواستیم
از فلک یک حاجت خود را روا میخواستیم
باد بیرون میبرد از گلستان گل را مگر
شد نصیب گلستان آن گل که ما میخواستیم
دیر میآرد به مشتاقان نسیم پیرهن
[...]
عمرها ما از خدا درد ترا میخواستیم
آفت جان و دل خود از خدا میخواستیم
کام دل عمری ز چشمانت طلب کردیم حیف
سادهلوحی بین ز بیماران دوا میخواستیم
آسمان پردیر میجنبد پی تدبیر کار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.