دیده را در عشق ازین به، مبتلا میخواستیم
گریه میکردیم و طوفان از خدا میخواستیم
وصل میجستیم و مطلب حسرت دیدار بود
عشق میگفتیم و درد بیدوا میخواستیم
شکر نعمت کس نمیداند چو ما، کز تیغ تو
یک جفا نادیده، عذر صد جفا میخواستیم
حسرت آلودگی هم نیست دور از لذتی
یک دو روزی خویشتن را پارسا میخواستیم
چند چون پروانه بر هر شعله بال و پر زنیم؟
آتشی مخصوص این مشت گیا میخواستیم
تا به کام خویش بنشینیم با هم ساعتی
عالمی دیگر ازین عالم جدا میخواستیم
تا شود روزم سیهتر، زود سر بر زد خطش
آنچنان شد تیره بخت ما، که ما میخواستیم
ضد مطلب را به مطلب نیست قدسی نسبتی
مدعایی برخلاف مدعا میخواستیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ابراز احساسات و آرزوهای عاشقانه میپردازد. او از این میگوید که در دل عشق، دچار درد و حسرت است و در جستجوی وصال محبوب، احساساتی مانند گریه و طوفان را تجربه میکند. عشق را با درد بیدرمانش مقایسه میکند و بیان میکند که محبت و زیبایی عشق اگرچه ممکن است آزاردهنده باشد، ولی شکرگذاری از آن نیز لازم است. در عین حال، او آرزو دارد که لحظاتی را خارج از این دنیا با محبوب خود سپری کند. شاعر در نهایت به ناامیدی و تیرهروزی خود اشاره میکند و میگوید که آنچه میخواستند، برعکس اتفاق افتاده است.
هوش مصنوعی: در عشق، چشمانمان را به حالت نگران و بیمار درآورده بودیم و در حالی که اشک میریختیم، خواستار برکت و رحمت از خدا بودیم.
هوش مصنوعی: ما در تلاش بودیم که به معشوق برسیم، ولی تنها حسرت دیدن او را داشتیم. با عشق صحبت میکردیم و در دل تنها درد و رنجی بدون درمان را میخواستیم.
هوش مصنوعی: ما تنها کسانی هستیم که قدر نعمتها را میدانیم، چون از تیغ تو یک آسیب کوچک را بیتوجهی میکنیم و در عوض عذر هزار جفا را میطلبیم.
هوش مصنوعی: ما آرزو نداشتیم که از لذتها دور باشیم، حتی اگر فقط برای چند روز، به دینداری و پارسایی مشغول میشدیم.
هوش مصنوعی: چند بار باید مانند پروانهها به دور هر شعله بگردیم و خود را قربانی کنیم؟ ما به آتش خاصی نیاز داشتیم که مختص این دسته از گیاهان باشد.
هوش مصنوعی: ما میخواستیم ساعتی با هم بنشینیم و در دنیایی دیگر که جدا از این عالم باشد، به خواستههای خود برسیم.
هوش مصنوعی: در تاریکی و سختیهای زندگی، خط قرمزی ظاهر شد که سرنوشت ما را به نقطهای تیره و ناامیدکننده رساند؛ وضعیتی که هرگز تصورش را نمیکردیم.
هوش مصنوعی: ما برعکس آنچه را که گفته میشود، نمیخواهیم و این ادعای مقدس هیچ نسبتی با حقیقت ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دست شوقی با گریبان آشنا میخواستیم
جامهٔ جان در غم عشقی فنا میخواستیم
دیده گریان، سینه سوزان، دل تپان، جان مضطرب
شکر للّه یافتیم آنچ از خدا میخواستیم
خود عیان بود آنچه میجستیم او را در نهان
[...]
کی مسیحا داشت در بار آنچه ما میخواستیم
عافیت بودش متاع و ما بلا میخواستیم
اشک ریزان تا در دارالشفا رفتیم دوش
نی دوای درد درد بیدوا میخواستیم
برد موسی بهر آمین گفتنم همره به طور
[...]
بر سر کوی تو روزی چند جا میخواستیم
از فلک یک حاجت خود را روا میخواستیم
باد بیرون میبرد از گلستان گل را مگر
شد نصیب گلستان آن گل که ما میخواستیم
دیر میآرد به مشتاقان نسیم پیرهن
[...]
عمرها ما از خدا درد ترا میخواستیم
آفت جان و دل خود از خدا میخواستیم
کام دل عمری ز چشمانت طلب کردیم حیف
سادهلوحی بین ز بیماران دوا میخواستیم
آسمان پردیر میجنبد پی تدبیر کار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.