از عمر دمی را به غمی باز نبستیم
یک پرده آهنگ برین ساز نبستیم
ما سادهنوایان بهشتیم چو بلبل
مرغوله بیهوده بر آواز نبستیم
در دام فتادیم صد افسوس کز آن پس
بر بال و پر خود پر پرواز نبستیم
تعویذ نکوییست وفا حیف که آن را
بر بازوی آن زلف فسونساز نبستیم
کردیم فصیحی به فسون شکر که خود را
بر دامن آن غمزه غماز نبستیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل دربارهٔ زودگذر بودن عمر و غمهایی که آن را تحت تأثیر قرار میدهند، صحبت میکند. او به زیبایی زندگی چون بلبلان آوازخوان و عاشق یاد میکند و ابراز میکند که نتوانستهاست از موانع و مشکلات فراتر برود. احساس ناامیدی او ازعدم توانایی در پرواز و رهایی از این دامها مشهود است. در نهایت، شاعر به نوعی فریبندگی اشاره میکند که مانع از وفاداریاش به عشق و زیبایی حقیقی شده است.
هوش مصنوعی: ما هرگز زمانی را که در غم سپری شده باشد، تجربه نکردیم و نتوانستیم نغمهای خوش در این زندگی بسراییم.
هوش مصنوعی: ما انسانهای سادهدل و خوشروحیم که همچون بلبل بهشت، بیهدف و بیدلیل آواز نمیخوانیم و هر صدایی که میزنیم، معنادار و پر از حس است.
هوش مصنوعی: ما گرفتار شدیم و افسوس میخوریم که پس از آن دیگر نتوانستیم به پرواز درآییم و از بال و پر خود به درستی استفاده کنیم.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی از عشق و وفاداری صحبت میشود، احساس حسرت وجود دارد که نمیتوانیم این احساس را به گردن زلف زیبا و جذاب کسی بیندازیم. به عبارتی دیگر، این احساس زیبایی و جذابیت قدرتمند است و ما نتوانستهایم آن را در دنیای واقعی یا در زندگی خود به نمایش بگذاریم.
هوش مصنوعی: ما به زیبایی و شگفتی کلام خود پرداختیم، اما خود را به دامن آن چشم فریبنده نچسباندیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.