لب زخم ستمم مژده ماتم دارم
گوش داغم خبر مردن مرهم دارم
نوبهارا به شمیم گل عیشم مفریب
که من این ناله زار از دل خرم دارم
تشنگی در جگرم مست زلال طربست
که درین بادیه صد چشمه زمزم دارم
کرده صد بار شهیدم ستم ناز و هنوز
نفسی توشهکش آه دمادم دارم
نشکفم تا زسموم ستمم نگدازی
در گلستان تو خاصیت شبنم دارم
عید و هر کس ز لباس طربی خوشدل و من
خرقه نیلی کنم و تعزیت غم دارم
شعله رشک فصیحی گل خودروی دلست
شکوه بیهوده ز نامحرم و محرم دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از درد و رنج ناشی از ظلم و ستم رنج میبرد و با بیان احساسات خود، نشان میدهد که در پس این زخمهای عمیق، درونیترین شادیها و زیباییها را نیز تجربه میکند. او به تصاویری از فصل بهار و گلها اشاره میکند، ولی در عین حال، از غم و ماتمی که در دل دارد نیز سخن میگوید. تشنگی او به شادی و طرب اشاره دارد، ولی در واقع، همچنان درگیر درد و ناامیدی است. شاعر به تضاد بین زیبایی و غم، خوشی و سوگواری، و همچنین بین درون و برون میپردازد و نشان میدهد که در لحظات فرح، باز هم درد و غم او وجود دارد.
هوش مصنوعی: زخمهای ناشی از ستم را به زبان میآورم و خبر از غم و اندوهی که در راه است، دارم. گوشهای داغ من هم خبر از مرگ تسکینی را میدهند که بر روی دردهای من گذاشته میشود.
هوش مصنوعی: بهار را با عطر گل فریبندهاش نپندارید که من در دل شاداب خود این ناله و زاری را دارم.
هوش مصنوعی: عطش و longing من مانند جرعهای زیبا و شیرین است که در این بیابان، دلشاد و شادابم، زیرا هزاران چشمه زنده و پرآب در دلم وجود دارد.
هوش مصنوعی: من بارها فدای زیباییهای تو شدهام و با وجود تمام این دردها و رنجها، هنوز هم در انتظار تو هستم و هر لحظه در حسرت تو زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم شکوفا شوم تا زمانی که ستمها و آسیبهای تو همچنان در گلستان وجود داشته باشد. من مانند شبنم هستم که خاصیتی تازه و زنده دارم.
هوش مصنوعی: در روز جشن و سرور، دیگران با خوشحالی و لباسهای زیبا در حال خوشگذرانی هستند، اما من با پوشیدن لباس ساده و دلگیری عذاداری میکنم و غم سنگینی در دل دارم.
هوش مصنوعی: من احساس حسادت را مثل شعلهای در دل خود میبینم که به خاطر زیبایی گل عشق روییده است و به خاطر جلب توجه دیگران و به اشتباه خود را از نامحرم و محرم میآزارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شمع سان، دیده پرآتش مژه پرنم دارم
داغها بر جگر، از الفت مرهم دارم
نسبم کاش چو یاران دگر جعلی بود
غم عالم ز نسب نامهٔ آدم دارم
تا سرو کار بدان طره پر خم دارم
از پریشانی ایام چرا غم دارم
شب هجران و تب فرقت و گلهای فراق
شکر صد شکر که هر عیش فراهم دارم
لخت دل خون جگر قسمت امروز منست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.